آثار تاريخي و نقاط ديدني تبریز

مسجد کبود: مسجد كبود تبريز از ابنيه زمان جهانشاه قره قويونلو و متعلق به نيمه دوم قرن نهم هجري است كه به وسيله جان بيگم خاتون همسر جهانشاه بنا شده و توسط دختر او صالحه خاتون در زمان حكومت سلطان يعقوب آق‌قويونلو مرمت گرديده است.  بناي مسجد كه بيشتر از نظر كاشيكاري و آميزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالي و اشكال و طرح هاي بديع مورد نظر ارباب ذوق و معماري است. سردر، دومناره، شبستان و مقبره است. سردر رو به شمال واقع شده و داراي ابعاد 5*7 متر مي‌باشد و از سطح كوچه مجاور به اندازه 5 پله سنگي كه هر يك به درازاي 3 متر و به ارتفاع 20 سانتي متر مي باشند قرار دارد.           ارتفاع طاق باقيمانده سر در زيادتر از 5/8 متر است كه تماماً از كاشي هاي معرق پر آب و رنگ پوشيده شده است. سطح پايه هاي دو طرف با طرح ها و اشكال مركب از گل و بوته و كاشي‌هاذي معرق الوان پوشيده بود كه بر روي كتيبه هاي اين پاياه عبارات مختلفي با آيات قرآني نوشته شده است. پس از سردر و دهليز واقع در پشت آن شبستان بزرگ مسجد به ابعاد 5/16 متر قرار دارد. قسمت جنوبي به شبستان كوچكي موسوم به مقبره راه دارد.

ارک علیشاه: يكي از ابنيه كهن و عظيم تبريز كه بي‌شك در زمره شاهكارهاي معماري اسلامي به شمار مي رود ارگ عليشاه يا مسجد عليشاه است. در مورد تاريخ بناي ارگ مورخين و سياحان، از دوره ايلخاني تا به امروز متفق القولند كه ساختمان آن به وسيله تاج الدين عليشاه جيلاني وزير سلطان ابوسعيد ايلخاني در سال 716 شروع شده ولي به دليل مرگ باني بنا ناتمام مانده تا اينكه بازماندگان وي ساختمان آن را در سال 724 به اتمام رساندند. چنانكه از توصيف اين بناي عظيم در اغلب سفرنامه ها و تواريخ بر مي‌آيد مسجد عليشاه در زمان آباداني مزين به كاشي، ازاره سنگي و ستون‌هاي مرمر و كتيبه و گچبري بوده است.

مسجد جامع تبریز: مسجد جامع تبريز كه به مسجد جمعه نيز معروف است، در ضلع جنوبي صحن مدرسه طالبيه و بين مسجد حجت‌الاسلام و مسجد ميرزا اسماعيل خاله اوغلي واقع است و يكي از قديمي ترين ابنيه تاريخي اين شهر به شمار مي‌آيد. تاريخ بنا و نام باني اوليه آن معلوم نيست. عده اي آن را مسجد صدراسلام مي دانند. پاره اي ديگر بناي قديمي را به دوره سلجوقيان نسبت مي‌دهند، در كتاب مرزبان نامه به جامع تبريز اشاراتي شده كه مؤيد آباداني و شكوه آن در سنوات 607-622 در عصر اتابك ازبك بن محمد بن ايلديگز بوده است. مسجد فعلي با طاق‌هاي رفيع و پايه هاي استوارش از زلزله تبريز در سال 1193 هجري قمري كه چند طاق آن شكسته و فرو ريخته توسط احمدخان و پسرش حسنقلي  خان دنبلي مرمت گرديده است. مسجد جامع داراي دو ورودي يكي در جانب شمال مي باشد كه از طريق صحن مسجد مي توان به آن راه يافت و در ديگر از طرف جنوب به كوچه مجاور باز مي شود. طول مسجد كه از جنوب به شمال امتداد دارد 62 متر و در قسمت وسط آن داراي طاق بلند و بزرگي است. 15 متر عرض دارد.

 بقعه و مسجد سيد حمزه و مقبره الشعرا: بقعه سيد حمزه و مسجد جنب آن در محله سرخاب و جنوب شرقي محل تقاطع خيابان ثقه الاسلام و بازارچه سيد حمزه واقع شده است. تاريخ بناي نخستين بقعه 714 هجري قمري يعني سال درگذشت سيد حمزه است. وي سيد جليل القدر به نام ابوالحسن حمزه بن حسن محمد مي باشد كه به شانزده واسطه نسبش به حضرت موسي بن جعفر(ع) مي رسد. بناي اوليه در اين سال توسط فرزندش سيد حسين بر تربت وي احداث گرديد.
مجموعه سيد حمزه عبارت از صحن نسبتاً وسيعي است كه در سمت جنوب آن مقبره و در سمت مشرق و شمال آن محل تدريس و حجرات طلاب علوم ديني قرار دارد در بالاي سردر، سنگ نبشته مرمرين ديگري نصب شده كه مربوط به زمان قاجار و تاريخ 1279 هجري است و حاكي از مرمت بنا توسط حاجي رستم بيك در اين سال مي باشد.
از جمله تزئينات حرم آئينه كاري زيباي بالاي قبر امام زاده است كه با كتيبه اي به خط نستعليق زينت يافته، چنانكه از متن كتيبه استفاده مي گردد امير علي اكبرخانه ميرپنجه فرزند پناه الحق پاشاخان و به مباشرت معتمد السلطان عادلخان اين آئينه كاري در ماه جمادي الاول 1313 هـ ق انجام داده است. بقعه داراي سردابه اي است كه قبر اصلي سيد حمزه در آن قرار گرفته است. در جانب شرق بقعه سيد حمزه گورستان متروكه اي قرار داشت كه بنا به مندرجات تذكره ها و كتب مزارات، قسمتي از مقبره الشعراي معروف محله سرخاب مي باشد. در اين گورستان شعراء فقها و عرفا و اولياي بسياري دفن گرديده اند كه مي توان به اسدي طوسي، خاقاني، شرواني ، ظهير فارابي ، قطران تبريزي، محمد شيرين مغربي، همام تبريزي، سلمان ساوجي، فلكي شرواني ، قاضي بيضاوي، قطب الدين شيرازي و استاد و شاعر بزرگ شهريار اشاره نمود. در دو دهه اخير بناهاي معظم و زيبايي به عنوان ياد بود بزرگان فوق از طرف انجمن آثار ملي و … احداث گرديده است.

امامزاده سیدحمزه (ع) تبریز
امامزاده در محله سرخاب‌ تبریز، در محل‌ تقاطع‌ خیابان‌ ثقه الاسلام‌ و بازارچه سید حمزه‌ قرار دارد که‌ در گذشته‌ از شکوه‌ و عظمت‌ زیادی‌ برخوردار بوده‌ است‌.
امامزاده سید حمزه (علیه السلام) از سادات صحیح النسب آذربایجان بوده و در دربار سلطان محمود غازان و سلطان محمد خدابنده (اولجایتو) از تقرب و احترام خاصي داشت، حتي روزگاري نيز سِمت وزارت و دفترداري الجايتو را متعهد بود كه بعد كناره گرفت و باقي عمر به زهد و تقوی و عبادت سپری کرده است. با وجود اینکه از مشاغل دولتی فاصله گرفته بود، باز مورد توجه و اکرام سلطان بوده و شبی که از پیشگاه سلطان عازم منزلش بود، در کوی سرخاب تیری به وی اصابت کرد و در همانجا رخت به سرای فانی کشید و در محل فعلی بقعه به خاک سپرده شد. آستان سید حمزه در طی سده های گذشته مورد احترام مردم و حکومت های وقت بوده و محلی برای «بست» نشستن و تخفیف در مجازات مجرمین وجود داشت. عده ای از نویسندگان و محقیقن در طول ادوار گذشته به برخی از خصوصیات جناب امامزاده سید حمزه و آستانش پرداخته اند.
ملا محمد امین حشری ضمن تکرار مطالب مربوط به وجود مصحف شریف در بقعه می نویسد:
مولد شریفش از خواف است و سلطان غازان به صحبت لازم البهجت ایشان میل تمام داشته اند و در اکثر سفرها ایشان را با خود می برده اند، وفاتش در سنه سبع عشر و سبعمائه واقع شده.
شجره نامه ی جناب امامزاده سید حمزه مورد تأیید گروهی از نسب شناسان و محققان است. آن ها در سده های مختلف به تأیید نسب نامه ی ایشان پرداخته اند. اولین کسی که نسب نامه ی آن جناب را ذکر کرده، جناب نسابه عظیم الشأن ابن عنبه معاصر با امامزاده سید حمزه (علیه السلام) می باشد. متن نسب نامه ی ایشان که با 16 واسطه به هفتمین امام معصوم شیعیان حضرت امام موسی بن جعفر (علیه السلام) می رسد بدین ترتیب است:
حمزة بن حسن بن محمد بن حمزة بن امیرکا بن علی بن محمد بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن حسین بن محمد بن عبدالله بن محمد بن القاسم بن حمزة بن الامام الهمام موسی الکاظم (علیه السلام).
پس از ابن عنبه، گروهی از محققین و نسب شناسان، نسب نامه ی ایشان را در کتاب های خود ذکر کرده اند و برخی نیز به اشتباه واسطه ها را از 16 مورد به سه مورد تقلیل داده اند. گویا در زمان سید محمدرضا طباطبایی جناب سید حمزه را در زیارت نامه ها موجود در بقعه، فرزند بلاواسطه ی حضرت موسی کاظم (علیه السلام) معرفی کرده بودند. وی ضمن ردّ آن می نویسد:
در تخته ها و الواح زیارت نامه ها نوشته ا ند که جناب سید حمزه مرحوم پسر صُلبی بلاواسطه ی جناب امام همام حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) است، اشتباه است و جناب سید حمزه (علیه السلام) که پسر صلبی آن حضرت است در یک فرسخی دارالخلافه تهران در نزدیک شاهزاده شاه عبدالعظیم مدفون است.
آستان مقدس امامزاده سید حمزه (علیه السلام) در شهرستان تبریز، خیابان ثقة الاسلام و در جنب مقبرة الشعراء قرار دارد. بنا بر شواهدی، بقعه و بارگاه جناب امامزاه سید حمزه (علیه السلام) پس از وفاتش توسط فرزندش سید حسین یا میرابوالحسن ساخته شده است. ملا حشری در توصیف بنای بقعه می نویسد:
مرقد منور حضرت سید حمزه در حوالی سرخاب در عمارتی واقع است فی الواقع گنبد و عمارت او از کمال ارتفاع با آفتاب لاف برابری می زند و عمارت مرقدش با بهشت عدن در هوا و صفا دعوی بهتری می کند.
بقعه در زمان های مختلف و به دفعات مورد تعمیر و بازسازی قرار گرفته است. اسرار علیسشاه به این موضوع توجه داشته و در مورد تعمیراتی که در دوره ی صفوی و قاجار در بقعه انجام شده، می نویسد:
… از آن جمله در سال 1007 ق در زمان بنای مسجدی متصل به این بقعه و مشهور به «قزلی مسجد» است، ابراهیم خان را مباشر این امر خیر فرموده در ضمن بنای مسجد به تعمیر مقبره آن بزرگوار مبادرت کرد. دوباره به مرور دهور و تقاضای روزگار رو به انهدام نهاد تا در سال 1279 ق از طرف ناصرالدین شاه قاجار که منبع فیض و مصدر خیرند، رستم خان را مأمور به تعمیر و ازدیاد رونق زیب و زینت آستانه ی مقدس سید بزرگوار فرمودند و صحن مبارک او را پناهگاه و بست نشین عموم مقروضین و مقصرین دولت و ملت کردند.
عبدالعلی کارنگ هم دیده های خود از آستان امامزاده سید حمزه را که متعلق به قبل از پیروزی انقلا ب اسلامی است، چنین توصیف می کند:
آنچه اکنون پابرجاست عبارت از صحن بالنسبة وسیعی است که در سمت جنوب این مقبره قرار گرفته و در سمت مشرق و شمال آن حجرات و مدرس ها، که از دهها سال پیش متروک است و مبدل به امانتگاه اموات شده بودند، در تعمیر سال های 1333 ـ 1334 شمسی که از محل اوقاف ظهیریه به عمل آمد، دوباره به حجره و اقامتگاه طلاب علوم دینی مبدل گردید.
بقعه امامزاده سید حمزه (علیه السلام) متشکل از صحن، مسجد سیدحمزه، گنبدخانه، مدرسه ظهیریه (قسمت اداری بقعه) و سرویس های بهداشتی است. مسجد سید حمزه در غرب صحن، مدرسه ظهیریه و سرویس های بهداشتی در شمال صحن و ایوان ورودی و گلدسته در جنوب صحن قرار دارد.
درب ورودی صحن از ضلع جنوبی تعبیه شده و جنس در از چوب است. طاق مرمرین سر در صحن از چهار قطعه سنگ مرمر درشت تشکیل شده است. دو قطعه پایه و دو قطعه سنگ سه گوش که در پیشانی در به طور متقابل به کار رفته اند، سنگ های طاق مرمرین، سردر محسوب می شوند که در طی گذشت زمان همچنان زیبایی خود را حفظ کرده ند. سنگ های پایه، صاف بوده و نوشته ندارد ولی سنگ هایی که در پیشانی در از دو سو به طور متقابل قرار گرفته اند دارای خط ثلث عالی و حاوی آیه ی شریفه ی «اُدخُلوها بسلام آمنین» و در زیر هر یک از آنها در میان ترنج عبارت «یا مفتح الابواب» به طور برجسته نقر شده است. در جانب شرقی درب ورودی و بر روی دیوار، کتیبه مرمرینی نصب شده که متن آن حاوی اطلاعاتی در خصوص تعمیر بقعه در زمان قاجاریه است.
در کرانه های طاق در جانب شرقی مصراع «به امر شاه جهان آصف بلند اقبال» و در جانب غربی مصراع «مقام دانش و آمرزش است نام خدا» به خط نستعلیق حک گردیده و با یک رشته اسلیمی زیبا تزیین یافته است. گنبدخانه در ضلع جنوب شرقی صحن قرار دارد. برای ورود به گنبدخانه از دو طریق می توان عمل نمود.اول از طریق ورودی بانوان که از فضای دهلیز امکان پذیر است و دوم از طریق ورودی آقایان از راه کفشکن. دهلیز بقعه در بین کفشکن و ایوان ورودی قرار دارد. در ضلع جنوبی دهلیز راه پله ای است که به طبقه ی بالا منتهی می شود. ایوان عتیق بقعه، در ضلع شمالی گنبدخانه قرار دارد و پنجره ی ارسی آن را از جا کنده اند و هم اکنون بین ایوان و صحن حائلی وجود ندارد.
در دیوار شرقی ایوان دو قطعه ازاره ی مرمری بسیار زیبایی همراه با نقوش گل و بوته وجود دارد و احتمال می رود مربوط به دوره ی آق قویونلوها و ترکمان باشد. در صحن ایوان چند نفر از شخصیت های مذهبی، سیاسی و فرهنگی دفن شده و دور تا دور ایوان نقاشی های زیبایی وجود دارد. سراسر طاق ایوان آیینه کاری شده و در ضلع جنوبی آن دری با طاق مرمری قرار دارد که به داخل گنبدخانه باز می شود. این در از چوب بوده و متعلق به دوره ی صفویه است.
در قسمت هر یک از پایه های طاق، یک ترنج قندیلی گلدار تعبیه گردیده که در توی ترنج دست راست عبارت «بنده آستان ولایت نشان» و در توی ترنج دست چپ عبارت «میرزا محمد ابراهیم وزیر آذربایجان» به طور برجسته کنده شده است و نشان می دهد که جسد میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربایجان، معاصر با شاه سلیمان صفوی در آستانه بقعه به خاک سپرده شده است.دری که زر طاق قرار گرفته نیز خالی از لطف هنری نیست و حلقه و شبکه های فلزی متعددی دارد، نوشته ی شبکه ها عبارت از «بسم الله الرحمن الرحیم»، «یا مفتح الابواب» و «یا قاضی الحاجات» است.
دو قطعه ازاره مرمرین بسیار زیبا در پشت پایه های طاق مرمرین مزبور بر دیوار شمالی بقعه نصب شده است. در وسط این قطع سنگ ها یک ترنج قندیلی به مثابه گلدان و بالای آن گل و برگ متنوع و فروانی که سر به در آورده اند حجاری شده است.
در گنبدخانه، محراب مقرنس کاری و گچبری شده ای قرار دارد که متعلق به دوره ی قاجاریه بوده و بالای آن تمثالی از جناب سید حمزه و پسرش توسط استاد الله وردی، نقاش تبریزی ترسیم شده است. مقرنس کاری و آینه کاری سطح درونی گنبد و تزیینات و آرایه های نمای داخلی در سال 1381 ش نصب شده است. مزار امامزاده سید حمزه (علیه السلام) چسبیده به دیوار غربی و جنوبی در سرداب قرار دارد. فضای سرداب حدود دو متر پایین تر بوده و بر روی آن سنگ مزاری وجود ندارد. قبر دیگری مربوط به ضیاءالدوله امان الله میرزا طالب در سرداب وجود دارد که چسبیده به دیوار جنوبی و شرقی است و اسم وی بر روی سنگ مرمری حک شده و بر روی مزارش نهاده شده است.
بقعه سید حمزه (علیه السلام) دارای موقوفات مفصل و گسترده ای بوده و واقف آن مرحوم میرزا محمد ابراهیم ظهیرالدین وزیر آذربایجان بوده است. این موقوفات معروف به «ظهیریه» است. در کنار بقعه ی امامزاده سید حمزه تعدادی از مشاهیر علم و ادب و مذهب دفن شده که متأسفانه در اثر گذشت زمان و توسعه مقبرةالشعراء و آستان امامزاده سیدحمزه، آثار قبور آن ها از بین رفته است.
هم اکنون آستان مقدس سید حمزه (علیه السلام) از بقاع بسیار معروف شهر تبریز بوده و هر روز شاهد حضور زائران از اقصی نقاط کشور می باشد. این بقعه توسط هیأت امناء و با نظارت اداره اوقاف تبریز اداره می شود.

ربع رشيدي: ربع رشيدي كه امروز فقط آثار مختصري از آن باقي مانده از بناهايي است كه توسط خواجه رشيد الدين فضل الله وزير سلطان محمود غازان ايجاد شده است. بنا در زمان آباداني شامل 24 كاروانسراي وسيع و 1500 دكان و 30000 خانه و تعدادي حمام و باغ و كارخانه هاي پارچه بافي و كاغذ سازي و دارالضرب و توليد رنگ و نظائر آن بوده است. بدين ترتيب معلوم مي شود كه ربع رشيدي در زمان خود يك شهر علمي با كتابخانه اي حاوي هزاران جلد از كتب معروف زمان و آزمايشگاههاي متعدد كشاورزي بوده است پس از قتل خواجه رشيد الدين فضل الله كه در سال 718 هجري قمري اتفاق افتاد دشمنان هر چه را كه داشت غارت كردند و اين شهر را با تمام امكاناتش ويران كرده و به غارت بردند.

 بازار تبريز: شهر تبريز بنا به مقتضيات جغرافيايي، وسعت، قدمت و اهميتي كه دارد داراي يكي از زيباترين و بزرگترين مجموعه بازارهاي ايران مي باشد. سبك معماري، كثرت سراها و تيمچه ها و وجود تعدادي مدرسه و مسجد نيز به اين مجموعه اهميت و امتيازي خاص داده اند. از تاريخ بناي اوليه مجموعه بازار تبريز اطلاعي در دست نيست ليكن اكثر مورخين و جغرافي نويسان و جهانگردان اسلامي و خارجي كه از قرن چهارم هجري تا عهد قاجار از تبريز ديدن نموده اند اسناد مهم و مدارك ارزنده اي را درباره بازار و وضع بازرگاني تبريز ارائه داده اند. از مقدسي ـ ياقوت، ماركوپولو، ابن بطوطه، حمدالله مستوفي، كلاويخو، جان كارت رايت انگليسي، شاردن، جملي كاردي جهانگرد ايتاليايي و دهها سياح و مورخ ديگر مطالب جالب توجهي به جاي مانده كه دال بر اهميت مجموعه بازار در دوره هاي مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاريخي مهم و معروفي چون مسجد جامع، مدرسه حاج صفرعلي، مدرسه صادقيه در اين بازار نيز گواه بر پيشينه تاريخي اين مجموعه بنا مي باشد. بازار كنوني تبريز مربوط به اواخر زنديه (يعني بعد از زلزله اي كه در سال 1193 هجري قمري روي داد) و عصر قاجار مي باشد. در زمان عباس ميرزا كه تبريز وليعهد نشين و دارالسلطنه گرديد. سراها و تميمچه ها و بازارهاي عالي تازه اي احداث شد.

بازار تبريز با طاقها و گنبدهاي بلند آجري شامل بازار امير، بازار كفاشان، راسته بازار، بازار حلاجان، يميني دوز بازار، راسته كهنه، بازار حاج محمد حسين، بازار مشير، بازار دلاله زن بزرگ، بازارچه صفي، بازار امير ابوالحسن سراي حاج رسول، سراي حاج ميرزا علي نقي، تيمچه و سراي شيخ كاظم، تيمچه حاج صفرعلي، تيمچه و دالان ميرزا شفيع، تيمچه ملك، … كه به اختصار چند اثر اشاره مي شود. بازار تيمچه امير يكي از شاهكارهاي جالب معماري و با شكوه ترين تيمچه هاي بازار تبريز به حساب مي آيد. تيمچه حاج صفرعلي بنائي است معظم كه باني آن حاج صفرعلي خوئي بازرگان معروف معاصر فتحعلي شاه قاجار مي باشد. تيمچه مظفريه ـ تيمچه مظفريه نيز يكي از زيباترين بخشهاي بازار است كه حاج شيخ جعفر قزويني تاجر سرشناس دوره ناصرالدين شاه آن در سال 1305 ساخته بود و به مناسبت حضور مظفر الدين ميرزا وليعهد وقت دراين تيمچه به نام مظفريه نامگذاري  كرد.

بقعه صاحب الامر و مدرسه اكبريه: بقعه صاحب الامر در كنار خيابان مدرس قرار دارد و از آثار زمان شاه طهماسب صفوي مي‌باشد اين بنا در سال 1045 هجري توسط سپاهيان سلطان مراد چهارم تخريب شده كه در زمان شاه سلطان حسين صفوي، و از طرف ميرزا محمد ايراهيم وزير آذربايجان مرمت گرديد.

 بقعه سيد ابراهيم و سنگ بسم الله: بقعه موسوم به سيد ابراهيم در خيابان شمس تبريزي و در محله دوه چي قرار دارد. پاره اي از مورخين، سيد ابراهيم را از اولاد امام زين العابدين مي دانند ليكن در زيارت نامه، وي را فرزند موسي بن جعفر نوشته اند. و سنگ معروف بسم الله نيز در قسمت پايين ديوار جنوبي نصب شده بود كه اخيراً به موزه تبريز منتقل گرديده است.

آرامگاه دو كمال:

باغ كمال در محله بيلانكوه تبريز واقع شده و مدفن جمعي از ادبا، عرفا و اهل هنر اين سرزمين است كه از آن ميان مي توان به بزرگاني چون، شيخ كمال الدين مسعود خجندي (عارف و شاعر پارسي گوي قرن هشتم هجري) كمال الدين بهزاد هراتي (نگارگر بزرگ عصر صفوي)، نظام الدين سلطان محمد نقاش (نگارگر مكتب تبريز)، استاد سلطان محمود مجلّد (هنرمند جلد ساز دوره صفويه)، مولانا طوسي و مولانا مشربي شرواني و… اشاره كرد. درباره وجه تسميه اين مكان و شكل گيري آن در منابع تاريخي آمده است: شيخ كمال الدين مسعود خجدي پس از آن كه زادگاه خود خجند (شهري در تاجيكستان امروزي) را به عزم زيارت كعبه معظمه ترك گفت، در بازگشت از سفر حج در شهر تبريز با حكمراني جلايريان مقارن بود، سلطان حسين جلايري از ارادتمندان كمال خجندي بود، وي در محله بيلانكوه (وليانكوي) باغچه اي به شيخ هديه كرده و در آن خانقاهي براي او بنا نمود و از اين زمان باغ مذكور به (باغ كمال) مشهور شد. كمال الدين مسعود خجندي پس از وفات (به سال 803 ه0ق) در همان زاويه اي كه در باغش قرار داشت، به خاك سپرده شد. كمال تبريز و باغچه خود در وليانكوي را بسيار دوست مي داشت، اين موضوع در برخي از اشعار وي مشهور است:
زاهددا تو بهشت جوي كه كمال                          وليانكوي خواهد وتبريز
پس از خاكسپاري كمال خجندي در اين باغ، دوره صفويه نگارگر بزرگ اين دوره نيز در باغ كمال مدفون شد. كمال الدين بهزاد نگارگر بزرگ مكتب هرات و دربار سلطان حسين بايقرا كه پس از تسلط ازبكان بر هرات در دربار شيبك خان ازبك كار مي كرد، پس از فتح هرات بدست شاه اسماعيل صفوي به تبريز آورده شد، حضور بهزاد در تبريز، مكتب هنري اين شهر را به درجه اعتلا رساند از معروفترين آثار بهزاد مي توان به نگاره هاي: بناي كاخ خونق، خليفه در حمام، يوسف وزليخا، جنگ شترها و نگاره هاي بهزاد در بوستان سعدي اشاره كرد. بهزاد در سال 942 ه.ق در تبريز در گذشت و در جوار مزار كمال خجندي  به خاك سپرده شد. يكي ديگر از هنرمندان بزرگ مكتب نگارگري تبريز، نظام الدين سلطان محمد را در اعتلاي مكتب هنري تبريز عصر صفوي همپاي بهزاد مي دانند. از مهمترين آثار سلطان محمد مي توان به نگاره هاي: معراج پيامبر (ص)، پيرزن و سلطان سنجر، دربار كيومرث و… اشاره كرد. از ديگر بزرگان مدفون در باغ كمال مي توان از سلطان محمود مجلد هنرمند جلدساز دوره صفويه نام برد. در عصر صفوي و دوران شكوفايي مكتب هنري تبريز هنر كتاب سازي و كتاب آرايي به بركت حضور بزرگاني چون سلطان محمد و بهزاد رونقي تمام داشت، سلطان محمود مجلد به عنوان يكي از هنرمندان اين مكتب در خلق شاهكارهاي هنري اين دوره با ديگر هنرمندان همكاري داشته است. به نظر مي رسد همان تواضع ذاتي كه نزد برخي از هنرمندان گذشته سراغ داريم به وي اجازه نداده تا نام خود را بر روي آثار خود ذكر نمايد و اين موضوع اسباب گمنامي و مهجوري وي را فراهم ساخته است. باغ كمال به مرور زمان به گوستاني متروكه مبدل گشته بود تا اينكه در دهه 50 انجمن آثار ملي كشور ايران نسبت به ساماندهي باغ و مقبره آن اقدام نمود. باغ كمال تبريز در سال 77 تحت شماره 2056 در فهرست آثار ملي كشور به ثبت رسيده است. همزمان با تدارك برگزاري (همايش بين المللي كمال الدين بهزاد) در سال 1382، عمليات اجرايي طرح توسعه باغ كمال  و ايجاد مركز آموزش نگارگري در اين مكان با تملك املاك مجاور باغ آغاز و هم اينك از حدود 50 درصد پيشرفت فيزيكي برخوردار است.

از چند سال پيش سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري استان اقدام به احداث مجموعه بسيار زيبا با فرم سنتي و قديمي نموده كه به نام مركز آموزش علمي كاربردي ميراث كمال‌الدين بهزاد معروف است.

اين مجموعه كه شامل كلاس‌ها، آتليه‌ها كتابخانه تخصصي، گالري نمايشگاهي، موزه تخصصي نگارگري، بخش اداري، مركز آموزشي، پاركينگ و فضاهاي جانبي بوده، در زميني به وسعت حدود 6000 مترمربع زيربناي كلي در دست احيا مي‌باشد و فضاي باز مجموعه بعد از تكميل 3600 متر مربع است.بناي مقبره تقريبا در وسط محوطه باغ قرار گرفته است و در ورودي اين بنا در قسمت شمالي باغ واقع است. مقبره‌ها در قسمت پايين و زيرزمين ساختمان واقع شده و پس از پايين رفتن از چندين پله مي‌توان مقبره‌هاي اين دو بزرگوار را مشاهده كرد.

طرح مذکور به عنوان یکی از طرح ها و پروژه های گردشگری شهر داری تبریز با مشارکت سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان در حال اجراست که با انجام عملیات تملک تعدادی از واحدهای مسکونی واقع در حریم این طرح تا یک ماه آینده ، نسبت به تسریع مراحل بازسازی و توسعه و احیای این مجموعه اقدام خواهد شد.

ایجاد کتابخانه ، آمفی تئاتر ، سالن های نمایشگاهی ، نورپردازی و مبلمان محوطه داخلی و بیرونی مجموعه ، ایجاد فضای سبز محوطه مقبره دوکمال با طرح باغ ایرانی ، اجرای طرح ورودی بزرگ ، اجرای آبنماهای ریبا ، نصب تابلوهای راهنمای گردشگری در مسیرها و خیابان های منتهی به مقبره و نیز نصب سر در مناسب و آبرومند از جمله برنامه های پیش بینی شده در طرح بازسازی و توسعه و احیای مقبره دوکمال به شمار می رود.
ساخت مدرسه و موزه نگارگری در مجموعه دو كمال یكی از اقدامات خوب و قابل توجه سازمان میراث فرهنگی به شمار می رود.
ايل گلي (شاهگلي):  مجموعه تفريحي و تفرجگاه ايل گلي در جنوب شرقي شهر تبريز واقع شده است. تاريخ بناي استخر آن معلوم نيست ولي در زمان عباس ميرزا تعمير شده است، از آن زمان اين استخر براي ذخيره كردن آب جهت آبياري مزارع و باغ هاي شهر مورد استفاده قرار مي گرفت از سال 1309 به صورت گردشگاه عمومي درآمده است.

موزه آذربايجان: از ديگر نقاط ديدني شهر تبريز موزه آذربايجان را بايد نام برد، اين موزه در مساحتي قريب 2000 مترمربع در سال 1341 مورد بهره برداري قرار گرفته است و مشتمل بر 3 سالن نمايش، 2300 قطعه شيء ثبت شده مي باشد. جا دارد از ساختمان زيباي شهرداري تبريز نيز به عنوان يكي از نقاط ديدني قابل توجه شهر ياد كرد.

كليساهاي تبريز: شش كليسا در تبريز وجود دارد: يك كليسا متعلق به آودنتيست ها، سه كليسا به ارامنه گريگوري، يك كليسا به پروتستان ها و يك كليسا متعلق به كاتوليك ها.

كليساي آدونتيستها در خيابان شريعتي جنوبي واقع و به صورت تالار كوچكي است كه چندان مورد استفاده نيست.  كليساهاي گريگوريان عبارتند از: سركيس مقدس – كه در سال 1845 ميلادي تجديد بنا شده است و در مرحله بارون آواك تبريز قرار دارد.
شوغاگات مقدس – كليساي نوساختي است واقع در گورستان ارمنيان و در كنار كليساي قديمي مريم نه نه قرار دارد و در محله مارالان واقع شده است. كليساي مريم مقدس در نبش خيابان شريعتي شمالي و جمهوري اسلامي واقع شده و ساختمان آن در سال 1785 ميلادي پايان يافته است. بزرگ ترين و قديمي ترين كليساي تبريز است. كليساي كاتوليك ها، عذراي توانا نام دارد در پشت خيابان امام خميني و در داخل كوچه ميارميار واقع شده است. در سال 1910 ساخته شده است.

مسجد مقبره: در اول بازار كفاشان قرار دارد نه ستنون سنگي خوش تراش دارد. گنبدهايش بلند و ضربي است. در زلزله 1193 سقف آن فرو ريخته و بعداً ساخته شده است. اين كار توسط مرحوم ميرزا مهدي قاضي طباطبايي انجام پذيرفته و چون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. مقبره آيت ا… شهيد سيدمحمد علي قاضي طباطبايي نيز در همين مسجد قرار دارد.

برج خلعت پوشان: در پنج كيلومتري تبريز و يك كيلومتري شمال جاده تبريز – تهران – در روستاي كركج بري آجري بلندي وجود دارد كه به برج خلعت پوشان معروف است. بناب مزبور كه از آثار اواخر دوره صفويه مي باشد. در دوره قاجاريه در اين بنا خلعت اعطائي پادشاهان بر دوش حاكمان آذربايجان انداخته مي شد. برج به صورت كثيرالاضلاع شانزده ضلعي و سه طبقه است. اضلاع شرقي، غربي، شمالي و جنوبي بزرگ تر و داراي درگاه هاي بلند باز هستند و دوازده ضلع ديگر داراي طاق نماهاي تزييني مي باشند.

برج خلعت پوشان تبریز

برج خلعت پوشان یکی از آثار تاریخی مربوط به دوره صفویان در شهر تبریز است. این برج آجری در جنوب محله کرکج در ۵ کیلومتری مرکزشهر و در جوار رودخانه میدان چایی واقع شده و محوطه آین برای تحقیقات علمی به دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز واگذار شده‌است.

برج خلعت پوشان تبریز

برج خلعت پوشان در دره‌ای سرسبز در سمت چپ جاده تبریز-باسمنج قرار گرفته و در اوایل دوره قاجاریان به کارگزاران این حکومت اختصاص داشته‌است.

بعدها این مکان به مرکز اهدای خلعت، مقام، نشان و هدیه از سوی ولیعهدان قاجار به خدمتکاران حکومتی تبدیل شد.

اين برج داراي شانزده پهلو و سه طبقه است.

برج خلعت پوشان برج آجری منشورشكل بلندی است كه دارای یك قاعده كثیرالاضلاع 16 ضلعی می باشد كه قطر قاعده آن 9.5 متر می باشد

رج دارای دو طبقه است ،سقف طبقه اول گنبدی و سقف طبقه دوم ریخته و بعدا با تیرآهن پوشش شده است. طاق نماهای جهات اصلی,به شكل طاق جناغی هستند اماجوانب دوازده گانه دیگر به شكل اسپر و دارای طاق نما و تزئیناتی از آجر و كاشی به رنگهای سیاه و آبی است.

راه پله طبقه همكف به طبقه اول و پشت بام در گوشه شمال شرقی بنا قرار گرفته است. مالكیت بنا متعلق به دانشگاه تبریز بوده و از نظر تاریخی و معماری بنایی است منحصر به فرد كه تا كنون باقیمانده است.

براساس متون و سفرنامه های دوره قاجاریه برج در داخل استخری قرار داشت كه با گذشتن از روی پلی ورود به ساختمان میسر می شده است.

اكنون كانال اطراف برج پر شده و بصورت پیاده رو فرش شده ای در آمده است.

طبقه سوم برج فاقد سقف بوده و بالاي ديوار آن کنگره دندانه اي ساخته شده است که در آيين هاي ويژه از آنها استفاده مي شده است. سر جان مالکُلم در کتاب خود به نام تاريخ ايران مي نويسد: «چون وضع حکومت چيره بر ايران چنان است که ميبايست در هر امري ملاحظه شئونات سلطنت بشود بسياري از آيين ها در ايران از اين سبب رواج يافته است. هر چيز که نام پادشاهي بر آنست يا از آن شاه است بايد با احترام و آزرم با آن عمل نمايند و به گونه ويژه اي اداي لوازم آداب کنند، براي نمونه اگر خلعتي از سوي پادشاه به حکام بلد يا کسي ديگر حتي شاهزادگان خانواده پادشاهي فرستاده شود بايد به مسافت چند ميل به پيشواز آن رفته با سپاسگزاري بسيار خلعت را بپوشد آن گونه که هر استان حاکم نشيني جاي ويژه اي در بيرون شهر دارد که آن را خلعت پوشان گويند. خلعت پوشان معمولاً چهار ميل از شهر بيرون است.»

کرگج نام روستايي از دهستان باسْمنج تبريز است.

براساس متون و سفرنامه های دوره قاجاریه برج در داخل استخری قرار داشت که با گذشتن از روی پلی ورود به ساختمان میسر می شده است. اکنون کانال اطراف برج پر شده و بصورت پیاده رو فرش شده ای در آمده است.

قبل از احداث اتوبان تبریز – تهران ، این برج تاریخی در سمت چپ جاده تبریز به باسمنج در دره با صفایی قرار دارد.

به طوری که از نام این اثر تاریخی استنباط می شود برج مزبور مخصوص اهداء خلعت و انعام و نشان و مقام در دوره قاجاریه و قبل از آن به کسانی بود که در خدمت حکومت وقت بودند به این معنا که ولیعهد مقیم تبریز ابتدا با تشریفاتی به محوطه بسیار فرحناک پوشیده از گل و درخت و استخر و آبشار و رودخانه و چمن وارد می شد و در محوطه برج سه طبقه مدور می نشست و کسانی که قرار بود انعام یا خلعتی از طرف حکومت دریافت کنند در مقابل این برج زیبا به صف می ایستادند آنگاه که انعام و خلعت و کمر و شمشیر جواهر نشان به خدمت گذاران حکومت اهدا می شد و شال و عبای ترمه به دوش آنها انداخته و شمشیر مرصع به کمرشان می بستند این افراد به طور دسته جمعی به طرف شهر حرکت کرده وارد درگاه محل اقامت ولیعهد در عالی قاپو (استانداری امروز) می شدند و به رسم دیرین و ادای احترام ابتدا به زانو در آمده درگاه عالی قاپو را بوسیده منتظر نزول اجلال بزرگان می شدند و در پایان این مراسم از طرف شخص دریافت کننده خلعت و انعام و القاب با افتخار این موهبت بزرگ!! مهمانی با شکوهی ترتیب می دادند.

فاصله برج خلعت پوشان از مرکز تبریز در حدود 5 کیلو متر است و محوطه این برج و باغ آن برای مطالعات علمی در اختیار دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز قرار دارد.

پل آجی چای تبريز

اين پل در شمال باختری تبريز قرار دارد كه از مسير خيابان خلبان به جاده فرودگاه بر روی رود خانه قوری چای ساخته شده است. پل آجی چای از آثار قبل از دوره صفويه است كه در زمان ولايت عهدی عباس ميرزا تعمير شده است. اين پل شامل 16 چشمه است كه به استثنای سه چشمه كه طاقی هلالی دارند بقيه دارای طاغی جناغی هستند.

تنها گذرگاه قدیمی ایران و بخشی از دنیای مشرق زمین به دنیای غرب در شما ل غرب تبریز بر روی تلخه رود واقع شده است . این پل با 16 دهنه به طول 100 متر و عرض 5 متر همواره بر اثر طغیان های تلخه رود و عوامل انسانی تخریب و بازسازی شده است. نام این پل را اولین بار در متون صفویه زمان شاه اسماعیل اول د رسفرنامه ونیزیان می بینیم .اینک درپشت این پل سرریزی احداث شده است که منظره دل انگیزی به وجود آورده است . با عبور از کناراین پل قدیمی پایگاه دوم شکاری تبریز را درپیش رو داریم و در جنب آن فرودگاه تبریز قرار گرفته است.
از دیگر پل ها ی کهن وسط شهر که بر روی مهرآنرود برپا شده اند ، پل سنگی ، پل قاری ، پل صاحب الامر ، پل منجم و…را می توان نام برد که بین این ها پل قاری که به پا چراغ نیز مشهور است با سر ستون های کله قوچی خودوچراغهای قدیمی اش زیبایی خاطره انگیزی به همراه دارد. از لحاظ بنا نیز پل های یادشده با سه یا چهار دهنه طاقی و شیوه کهنی را دارند.

پل سنگی تبريز

پل سنگی در محله ای به همين نام بر روی رودخانه تلخه رود واقع شده و با توجه به متون تاريخی به نظر می رسد كه از آثار اوايل قاجاريه باشد. اين پل دارای چهار چشمه سنگی با طاقی هلالی است. از ديگر پل های تبريز می توان به پل های صابر امين قاری و پل منجم باشی اشاره كرد.

– موقعیت اثر:

آذربایجان شرقی، تبریز، خیابان چایکنار ، روبروی مسجد پل سنگی، پل سنگی (خویلی ها) در شمالغربی شهر تبریز، بر روی تلخه رود یا قوری چای

2- تاریخچه و وجه تسمیه اثر:

محله کوچکی است در شمال شرقی تبریز، که از شمال به محله سیلاب، از جنوب به محله خیابان، از مشرق به باغمیشه، از مغرب به محله ششگلان محدود است. وجه تسمیه این محل وجود پل سنگی بزرگی است که بر مهرانرود، در محدوده بازارچه و مسجد محله و بقعه شاه حسین ولی ساخته شده است. از قدیم الایام این پل به پل سنگی (سنگین) مشهور بوده است.
بنیان اولیه پل مربوط به اوایل دوره قاجار، ولی بازسازی در اواخر قاجار است.

3- تزئینات، نوع مصالح و ابعاد اثر:

مصالح به کار رفته در بنا از آجر و سنگ و به علت رطوبت بالا از ملات ساروج استفاده شده است.
تزئینات خاصی به کار نرفته فقط ستونهای به کار رفته در دو طرف هر دهنه که احتمالا” به عنوان استراکچر بوده قابل توجه است.
سنگ تراش با ملات ساروج در پایه ها و بدنه و طاق ها و آجر در داخل پوشش طاق ها.

پل قاری  تبریز

پل قاری (قاری کؤرپوسی) یا پل چراغ یکی از پل های تاریخی و مشهور شهر تبریزه. این پل در خیابان ثقةالاسلام و بر روی رودخانه میدان چایی واقع شده . این پل سرستون های کله قوچی خود و چراغ های قدیمی اش در اواخر قاجاریه ساخته شده و ارتباط بین بازار بزرگ و بخش شمالی شهر شامل ششگلان و شتربان رو برقرار می کنه و شامل هشت دهنه با قوس های مدوره. گفته می شه بانی این پل پیرزنی بوده که هزینه احداثش رو برعهده گرفته و از این رو به این معبر، پل قاری (پل پیر) می گویند.
این پل به شماره ۲۹۲۱ در تاریخ ۲۰/۹/۱۳۷۹در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

اين پل در دوره قاجار ساخته شده و در آثار ملي به ثبت رسيده است. شمس‌العماره (استانداري فعلی) را به بخش شمالي شهر وصل مي‌كند، با مصالح آجري و طاق‌هاي هلالي شكل و سرستون‌هاي كله‌ قوچي بر روي ميدان چايي (مهرانرود) ساخته شده و از جمله پرترددترين پل‌هاي شهر تبريز بوده است. باني این بنا پيرزني بوده است كه هزينه سفر خود به مكه مكرمه را وقف ساخته شدن اين پل كرده است و از اين رو به قاري كورپوسو به معناي پل پيرزن مشهور شده است. در سال 1327 به موازات اين پل، پل ديگري براي تسهيل رفت و آمد ميان دو سمت ايجاد شده است. موقعیت این بنا در میدان چایی واقع در خیابان چایکنار می باشد.