خانه های تاریخی تبریز

با گذشت زمان ، بافت قدیمی شهرها، جای خود را به خانه های جدید بی روح آپارتمانی دادند که هیچ گونه سازگاری با اقلیم و شرایط روحی و اجتماعی ما ندارند، شاید نیازمند تامل در خانه سازی قدیمی، باشیم تا بتوانیم با الگوبرداری از آنها با فکر نو و تجهیزات جدید، در زندگی امروزی مورد کاربرد قرار دهیم .

خانه های تاریخی تبریز که باید در سفر به آذربایجان ببینید.

خانه پروین اعتصامی

خانه پروین اعتصامی

هنوز کمتر کسی می‌داند که پروین اعتصامی در اتاق‌های خانه‌ای دلباز در محله قدیمی و زیبای ششگلان شهر تبریز به دنیا آمده و به هفت سالگی رسیده است همان شاعره‌ای که شاید بی‌اغراق همه مردم این کشور او را بشناسند.

هرگاه اسمی از تبریز و داشته‌هایش می‌شود، مگر ممکن است یادی از شهریار نکنیم و نگوییم اینجا دیار شهریار است؟ ولی صادقانه که نگاه کنیم حتی در ادبیات کلامی و درون‌شهری خود هم گاه یادمان می‌رود که اینجا دیار پروین هم هست!

بانوی شاعری که شاید بی‌اغراق همه مردم این کشور شاید او را بشناسند و دست کم دو یا سه شعرش را شنیده باشند، اما هنوز کمتر کسی می‌داند که پروین اعتصامی در اتاق‌های خانه‌ای دلباز در محله قدیمی و زیبای ششگلان شهر تبریز به دنیا آمده و به هفت سالگی رسیده است.

خانه پروین اعتصامی در تبریز، یا همان خانه پدری‌اش، بنایی وسیع و دلباز است که قدمتش به دوره پهلوی اول می‌رسد. خانه دو طبقه‌ای که داخل کوچه‌ای به نام خودش، در محله ششگلان قرار گرفته است. حیاط بزرگ خانه با باغچه‌ها و حوض میانش چشم‌انداز اولیه‌ای است که هر مهمان تازه واردی را به دیدن ساختمان آجری انتهایش راهنمایی می‌کند. از زمان افتتاح رسمی این خانه، مجسمه‌ای از پروین نیز در ابتدای پله‌ها ایستاده؛ گویی همپای دیگر مهمانان به دیدار زادگاه و خانه کودکی خود آمده است.

خانه بانوی شعر و ادب فارسی کشور از دو طبقه و یک زیر زمین تشکیل شده که یک هشتی ورودی آن به ساختمان است. دو اتاق و یک سالن با دو ورودی شرقی و غربی منظر خلوت و دلنشینی از طبقه اول خانه است. دو بهار خواب، سه اتاق که یکی از آنها به آب انبار قدیمی راه دارد و یک تنور پخت نان که طی مرمت از زیر خاک بیرون آمده است هم در طبقه بالای راه پله قرار دارند. زیر زمین خانه هم از یک حوضخانه با سقف کلیل آذری و پنج اتاق گهواره‌ای تشکیل شده است.

شاید به دلیل وجود حیاط وسیع و دلباز 920 متری‌اش باشد که بسیاری از بازدیدکنندگان از خانه پروین اعتصامی در دفتر نظرات مردمی مطالبی با این مضمون مشترک نوشته‌اند که «زندگی در چنین خانه‌ای طبع شعر و ذوق هنری را تقویت می‌کند!»

در حال حاضر خانه پروین در اختیار سازمان ارشاد اسلامی است اما امکان بازدید وجود دارد . شما میتوانید بعد خانه اعتصامی از موزه قاجار و مقبره استاد شهریار  هم بازدید کنید چون به همدیگر خیلی نزدیک هستند .

وجود نمایشگاه‌های مختلف در طول سال، باعث شده هر بار بازدید از خانه پروین اعتصامی، با نمایش آثار هنری و صنایع دستی، لطف خاصی داشته باشد. در مدت تعطیلات نوروزی هم فضای این خانه به نمایش آثار نقاشی سنتی روی اشیا که آثار دستان هنرمند خانم جهانگیری است، اختصاص دارد.

رخشنده اعتصامی معروف به پروین اعتصامی در 25 اسفند 1285 شمسی در شهر تبریز به دنیا آمد. پدرش یوسف اعتصامی آشتیانی (اعتصام‌الملک) از رجال نامی و نویسندگان و مترجمان مشهور اواخر دوره قاجار بود.

پروین اعتصامی یکی از افتخارات شهر تبریز است

پروین با وجود عمر کوتاهش، دیوان اشعاری بالغ بر 2500 بیت دارد. اشعار این شاعر بزرگ اغلب شامل مضامین اخلاقی و عرفانی است که موضوعات حکمتی و اخلاقی را با زبانی ساده و شیوا بیان کرده. ویژگی‌هایی که اشعار او را ماندگار و ممتاز و نامش را متمایز کرده است.

با گذشت بیش از 70 سال از درگذشت این شاعر گرانقدر، هنوز اشعار حکیمانه و سرشار از مفاهیم اخلاقی و پندآموز وی تحسین شده و از پروین اعتصامی به عنوان یکی از بزرگ‌ترین شاعران زن معاصر یاد می‌شود. او در فروردین 1320 شمسی به علت ابتلا به حصبه درگذشت و در قم به خاک سپرده شد.

درون‌مایه اشعار وی بیشتر غنیمت داشتن وقت و فرصت‌ها، نصیحت‌های اخلاقی، انتقاد از ظلم و ستم به مظلومان، ضعیفان و ناپایداری دنیاست. در شعر پروین استفاده‌هایی از سبک شعرای بزرگ پیشین نیز شده است.

اشعار وی را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد، دسته اول که به سبک خراسانی گفته شده و شامل اندرز و نصیحت است و بیشتر به اشعار ناصرخسرو شبیه ‌است.

دسته دوم اشعاری که به سبک عراقی گفته شده و بیشتر جنبه داستانی به ویژه از نوع مناظره دارد و به سبک شعر سعدی نزدیک است. این دسته از اشعار پروین شهرت بیشتری دارند.

ساختمان ارزشمند محل زندگی پروین اعتصامی، در طی دو سالی که مرمت و بهره‌برداری شده به ویژه در نوروز مورد استقبال گسترده علاقه‌مندان به بزرگان شعر و ادب قرار گرفته است. گوهرشناسانی که قدر «گوهری» به نام «پروین» را به خوبی می‌دانند و از شهرهای مختلف کشورمان برای دیدار زادگاه و خانه پدری او به تبریز، محله ششگلان و کوچه‌«پروین» می‌آیند.

پروین اعتصامی را هنوز خوب نمی‌شناسیم، حتی ما، همشهریان پروین، مردمان شهر تبریز که به اولین‌های ارزشمندش همیشه بالیده‌ایم و فرهنگ پروریش را ستایش کرده‌ایم هم او را به شایستگی نمی‌شناسیم.

شاید پروین برایمان یادآور تندیسی باشد که اولین بار در محوطه نمایشگاه بین‌المللی تبریز نصب شد و چهره بی‌نهایت آرام زنی را به تصویر کشیده بود که نگاهش افق را می‌کاوید و ته مایه لبخندش در چین و شکن گره روسری‌اش گم می‌شد.

و شاید نام پروین را در مسیر خیابان چای کنار تبریز نرسیده به پل شهید بهشتی (منصور سابق) بر روی لوح معرفی کوچه‌ای دیده باشیم که سابق بر این نامش کوچه ساوجبلاغی‌ها بود و اکنون نام «پروین اعتصامی» را به تناسب وجود خانه پدرش یوسف اعتصامی در این کوچه، برگزیده است.

در این کوچه، برگزیده است.

تقویم یادآور خوبی برای مناسبت‌های فراموش شده است، 25 اسفند تولد پروین اعتصامی بهانه‌ای کوچک برای گفتن از بانوی شعر ایران است.
پروین از سال 1315 به مدت دو سال مدیریت کتابخانه دانشسرای عالی را بر عهده داشت. در همین سال دیوان خود را با مقدمه مرحوم ملک الشعرا بهار منتشر کرد.

یک سال بعد در سال 1316 در سوگ پدر ادیبش داغدار شد. کوچ پدر تلخ‌ترین حادثه زندگی پروین بود، مدتی بعد پروین در بستر بیماری افتاد، طبیبان بیماری وی را “حصبه” تشخیص دادند.

جسم و جان شاعر تبریزی هر روز نحیف‌تر از دیروز می‌شد و دیگر امیدی نبود. پروین در 15 فروردین 1320 در سن 35 سالگی در تهران درگذشت و در حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.

دیوان پروین، شامل 248 قطعه شعر است که از آن میان 65 قطعه به صورت مناظره است. اشعار پروین اعتصامی بیشتر در قالب قطعات ادبی است که مضامین اجتماعی را با دیدهٔ انتقادی به تصویر کشیده ‌است. در میان اشعار پروین، تعداد زیادی شعر به صورت مناظره میان اشیاء، حیوانات و گیاهان وجود دارد.

موزه قاجار- خانه امیر نظام گروسی

موزه قاجار در یکی از محلات قدیمی تبریز بنام محلهٔ ششگلان  در یک خانه زیبای قدیمی متعلق به حسن علی خان امیر نظام گروسی که تاریخ احداث آن به اواسط دوره قاجار باز می گردد. موزهٔ قاجار در سال ۱۳۸۵ خورشیدی پس از مرمت و بازسازی، به‌طور رسمی راه‌اندازی شد.

خانه امیرنظام گروسی که در دوره ناصرالدین شاه و در زمان پیشکاری ( والی تبریز ) امیر نظام گروسی  ساخته شده‌است در سال ۱۳۷۰ توسط سازمان میراث فرهنگی خریداری شد با شماره ۱۷۴۹ در فهرست آثار ملی کشور ثبت گردید.

پس از مرمت و بازسازی بنا با حفظ ویژگی‌های معماری و شاخص‌های سنتی بنا به عنوان موزه قاجار مورد استفاده قرار گرفت. این موزه در نزدیکی مقبره الشعرا تبریز که مدفن بیش از ۴۰۰ شاعر نامی از جمله شهریار، قطران، اسدی طوسی، فاریابی و ثقهالاسلام است قرار دارد.

عمارت امیرنظام با مساحت 3000 متر مربع در دو طبقه و با زیربنای ۱۵۰۰ مترمربع ساخته شده‌است. ساختمان مشتمل بردو حیاط اندرونی و بیرونی است که باغچه‌ها و حوضها، زیبایی آن را دو چندان می‌کند.

۱۶ ستون با سرستونهای زیبا ایوان سراسری را نگهداشته‌اند. در طبقه بالا پنجره‌های مشبک ارسی با شیشه‌های رنگی، گچبری‌های نمای شمالی و جنوبی، و همچنین آینه کاریها و گچبریهای تالارهای داخلی وطنبی‌ها به زیبایی مجموعه می‌افزایند و در زیرزمین حوضخانه وسیعی وجود دارد که یکی از زیباترین قسمتهای بنا است.

ستونهای استوار حوضخانه و آجرکاری سقف آن نیز بسیار چشمگیر است

این موزه دارای ۹ تالار نمایش شامل : سکه ،بافته، چینی و آبگینه ، خاتم و فلزات ، رجال و فرامین ، سنگ نوشته ها ، اسلحه ، معماری و شهر سازی است.

تالارهای زیرزمین موزه قاجار : تالار سنگ، تالار اسلحه، تالار رجال و فرامین، تالار معماری و شهرسازی و تالار قفل و تالار فانوس

دلیل انتخاب این بنا به عنوان موزه قاجار تبریز، اهمیت دارالسلطنه تبریز در دوره قاجاریه بوده است. این شهر محل زندگی ولیعهد بوده است. در واقع از سال 1218 هجری قمری که عباس میرزا نایب‌السلطنه فتحعلی شاه گردید، این شهر رسماً ولیعهدنشین شد. علاوه بر این شهر تبریز در دوره جنگ‌ های ایران و روس مرکز ثقل و مقر فرماندهی بوده است.

خانه تاریخی بهنام

خانه بهنام از جمله قدیمی‌ترین خانه‌های تاریخی شهر تبریز است که در اواخر دوران زندیه و اوایل دوران قاجار، به عنوان یک خانه مسکونی ساخته و در زمان ناصرالدین شاه قاجار، نوسازی و با نقاشی‌هایی تزیین شده است.خانه بهنام به دلیل معماری ظریف، پنجره‌های مشجر و طاق‌ها و ایوان‌های بلند و بزرگ خود جلوه ویژه‌ای دارد

بنا، مجموعه‌ای کامل به صورت اندرونی و بیرونی است و شامل هشتی ورودی، دالان سردر، حیاط بزرگ بیرونی، حیاط اندرونی، ایوان ستون‌دار برای نشیمن تابستانی در جنوب می‌باشد.

ساختمان اصلی در شمال حیاط  و رو به جنوب دارای ایوان ستوندار است و دارای زیرزمین است. اتاق‌های زیرطنبی برای نشیمن تابستانی و دیگر اتاق‌ها به صورت انباری درآمده است. از خصوصیات بارز این بنا کامل بودن مجموعه، پلان معماری، تنوع در ابعاد اتاق ضمن رعایت تقارن در نما است.

در طنبی ارسی دار آن که درای ایوان ستوندار با تزیینات گچی است، نقاشی های بسیار زیبایی بر دیواره ها و سقف ها نقش بسته است. تزیینات و نقاشی های موجود در طاقچه ها، شومینه طنبی و اتاق های جنبی نیز چشمگیر است. در ضلع جنوبی بیرونی نیز فضاهایی شامل تراس تابستانی با ستون‌ها، سرستون های گچی مقرنس کاری و نیز فضای ورودی و چند اتاق دیگر دیده می شود. در ضلع شرقی و غربی، حیاط بیرونی به دیواره هایی که دارای طاق نما طاق نما می باشند محدود است.

تالار خانه ی بهنام دارای نقاشی های روی گچ و دیوارنگاریهای ارزشمندی است که نمادهای حیوانی و انسانی در آن دیده می شود.

اما به واسطه ی زلزله ی آن زمان ، نامی از این نگار گران باقی نمانده است.

در قسمت غربی بنا که تخریب شده اصطبل، مطبخ و توالت قرار داشته است حیاط اندرونی این خانه با ابعاد متناسب، زیبایی زیادی را به مجموعه بخشیده است.

مهتابی این خانه در ضلع شمالی مجموعه و رو به حیاط اندرونی است.

این بنا اکنون جزو مجموعه دانشکده معماری شهرسازی دانشگاه تبریز است.

خانه تاریخی قدکی در تبریز

در محله مقصودیه تبریز _ مجموعه  دانشکده معماری دانشگاه هنر های اسلامی
این خانه و خانه بهنام و خانه گنجه ای زاده جمعا از کاربری مسکونی به کاربری آموزش عالی تغییر عملکرد داده و جزء مجموعه دانشگاه هنر اسلامی تبریز می باشد و در محور تاریخی و فرهنگی تبریز واقع شده است. بنا متعلق به اواسط دوره قاجاریه بوده و در دو دوره تکمیل شده است و شامل اندرونی و بیرونی است. از سـردر به هشتی و از هشتی به حیاط باغچــه وارد می شود. طنبی بزرگ شرقی- غربی است. پنجره های اروسی آن با شیشه های رنگی به شمال و جنوب باز می شود. ایوان ستون دار در جنوب طنبی رفیع و بلند است. ارتفاع ستونهای ایوان شمالی معادل ارتفاع طنبی است. اتاقهای گوشوار در طرفین طنبی قرار گرفته است. زیر اتاق طنبی حوضخانه است. سقف حوضخانه گنبد با کادربندی آجری و با سکوهای جانبی و حوض سنگی دارای جلوه خاصی است. اندرونی دارای اتاق هایی در اضلاع شرقی و غربی حیاط می باشد. تناسبات معماری، وسعت ساختمان و تنوع طاقها و گنبدها در سقف زیرزمینها جالب توجه است. علاوه بر تناسبات کلیه اندامهای بنا که چشمگیر است، نمای ساختمان دارای انواع طرحهای آجرکاری است. ظرافت اروسی ها، آئینه کاری و گچبری سقف ایوان و تنوع کاربندیهای آجری، آرایش حوض و باغچه و رف بندی اتاق با کیفیت عالی است.

خانه گنجه ای زاده

ساختمان گنجه‌ای‌زاده یکی از ساختمان‌های دانشگاه هنر اسلامی تبریز است که پیشینهٔ آن به اواخر دورهٔ قاجاریه و اوایل دوره پهلوی می‌رسد.اين بنا يكي از ساختمانهاي تملك شده توسط دانشگاه هنر اسلامي تبريز در عرصه اي به مساحت 3000 مترمربع كه با دو خانه تملك شده قدكي و بهنام مجموعاً بالغ بر 70000 مترمربع عرصه دارد. دسترسي به اين خانه از كوچه مقصوديه مي باشد كه از قديمي ترين محلات تبريز است.

بنا شامل دو بخش است. بخش شرقي متعلق به دوره قاجاريه و بخش غربي احتمالاً در اوائل پهلوي اول به ساختمان قبلي اضافه شده است. نماي شرقي رو به طرف جنوب ساخته شده است و پلان معماري آن با ساختمان قدكي قابل مقايسه است. هسته اصلي اين ساختمان اتاق طنبي است كه در طرفين آن راهروهاي ورودي و در جانبين آن اتاقهاي جانبي (گوشوار) قرار گرفته است. از پيش آمدگي اتاقهاي گوشوار به عنوان ايوان ستونداري استفاده شده است. ايوان شامل 5 دهنه مي باشد كه با قوسهاي نيم دايره پوشش شده است. در بخش شمالي طنبي نيز ايواني با سه دهنه وجود داشته است كه مشرف به حياط اندروني بوده است. حياط اندروني شمالي در طول زمان از بين رفته و سمت شمالي طنبي را ديوار كشيده اند.

اين بخش ساختمان در سه طبقه شامل زير زمين- طبقه همكف و طبقه اول احداث شده است. در زير اتاق طنبي حوضخانه قرار دارد. بخش غربي مجموعه مربوط به اوائل پهلوي اول  و ورودي آن شرقي به غربي است و هر بال راهرو سه اتاق و جمعاً داراي شش اتاق است. اين بخش نيز در سه طبقه شامل زيرزمين، همكف و طبقه اول ساخته شده است. ساختمان داراي ايوان ستونداري در جبهه شرقي است. ازاره هر دو بخش از بنا با سنگهاي اسپراخون حفاظت و تزئين شده و نماهاي خارجي و زيرزمينها آجري است.

خانه گنجه‌ای‌زاده از بناهای تاریخی شهر تبریز است و معماری مختلطی از سبک دوره قاجار و پهلوی دارد. این خانه 3 هزار مترمربع مساحت دارد و اعیانی آن در 3 طبقه متشکل از تعدادی اتاق در یک ردیف بدون اندرونی و بیرونی است
استفاده از زاویه‌های تیز در ساخت خانه گنجه‌ای‌زاده و پنجره‌های مستطیل شکل بدون خمیدگی‌های معمول بناهای ایرانی در ساختمان این بنا شاهد زنده آغاز معماری مدرن و فاصله گرفتن از معماری سنتی ایرانی در تبریز است.

هر چند تاریخ ساخت خانه گنجه‌ای زاده به اواخر قاجاریه برمی‌گردد، ساخت زیرزمین‌های خاص دوره پهلوی رنگ و بوی معماری عصر پهلوی را در مقایسه با معماری قاجار در این بنای تاریخی بیشتر می‌کند. این بنای تاریخی در حال حاضر بخشی از دانشکده معماری دانشگاه صنعتی سهند تبریز می‌باشد.

این بنا شامل دو بخش است. بخش شرقی متعلق به دوره قاجاریه و بخش غربی که اوائل پهلوی اول به ساختمان قبلی اضافه شده است. نمای شرقی رو به طرف جنوب ساخته شده و پلان معماری آن با ساختمان قدکی قابل مقایسه است.

هسته اصلی این ساختمان اتاق طنبی (نشیمن) است که در طرفین آن راهروهای ورودی و در جانبین آن اتاق‌های جانبی (گوشوار) قرار گرفته است. از پیش آمدگی اتاق‌های گوشوار به عنوان ایوان ستون‌داری استفاده شده است.

ایوان شامل 5 دهنه می‌باشد که با قوس‌های نیم دایره پوشش شده است. در بخش شمالی طنبی نیز ایوانی با 3 دهنه وجود داشته است که مشرف به حیاط اندرونی بوده است.

حیاط اندرونی شمالی در طول زمان از بین رفته و سمت شمالی طنبی را دیوار کشیده‌اند. این بخش ساختمان در 3 طبقه شامل زیر زمین، طبقه همکف و طبقه اول احداث شده است. در زیر اتاق طنبی حوضخانه قرار دارد.

بخش غربی مجموعه مربوط به اوائل پهلوی اول است و ورودی آن شرقی به غربی است و هر بال راهرو 3 اتاق و جمعاً دارای 6 اتاق است. این بخش نیز در 3 طبقه شامل زیرزمین، همکف و طبقه اول ساخته شده است.

این خانه دارای ایوان ستونداری در جبهه شرقی است. ازاره هر دو بخش از بنا با سنگ‌های اسپراخون حفاظت و تزئین شده و نماهای خارجی و زیرزمین‌ها آجری است. مصالح به کار رفته در ساختمان شامل سنگ، آجر، گچ، آهک و چوب می‌باشد.

پلان‌های معماری، ترکیب دو بخش مجموعه، ایوان‌ها، راه پله‌های دو طرفه و کاربرد مطلوب آجر از خصوصیات بارز این بنا است.
این اثر با شماره 6021 در سال 1381 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسید.

خانه تاریخی حیدر زاده

این عمارت تاریخی در کوی مقصودیه تبریز، در ضلع جنوبی ساختمان شهرداری و در مجاورت خانه تاریخی سلمانی و در نزدیکی خانه های بهنام، گنجه‌ای و قدکی واقع شده است..  در خصوص تاریخ دقیق ساخت بنای این خانه سند و زمان مشخص وجود ندارد ولی براساس مطالعات میدانی، قدمت بنا را می توان در حدود ۱۳۰ سال تخمین زده اند. این بنای تاریخی در تاریخ ۱ آذر ۱۳۷۸ توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره ۲۵۲۴ در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید. این بنا با ۹۰۰ متر مربع در دو طبقه دارای دو حیاط درونی و بیرونی است. در بخش زیرین حوض خانه ای زیبا قرار دارد که با طاق های چهار بخشی کم نظیر بندکشی برجسته و آجرهای رنگ شده جلوه خاصی دارد. فضاهای مختلف این بنا از طریق یک سرسرای مرکزی با ستون های گچ بری، پلکان عریض و با شکوه و نورگیر سقفی به یکدیگر ارتباط می یابد. جذاب‌ترین قسمت این بنا، اتاق شاه نشین است. . خانه حیدر زاده در سال ۱۳۸۰ مرمت شد و هم‌اکنون به عنوان مرکز اطلاع‌رسانی گردشگری استان آذربایجان شرقی و تبریز استفاده می‌شود.

خانه حیدرزاده در محله مقصودیه و در سمت جنوبی عمارت شهرداری تبریز و در نزدیکی چند خانه تاریخی دیگر همچون: خانه های تاریخی سلماسی(موزه سنجش فعلی)، خانه نیکدل، بهنام (دانشکده معماری)، گنجه ای زاده، قدکی و… قرار گرفته است. در خصوص تاریخ دقیق ساخت بنای این خانه سند و زمان مشخص وجود ندارد ولی براساس مطالعات میدانی، قدمت بنا را می توان در حدود ۱۳۰ سال تخمین زد. براساس این مطالعات معمار اصلی بنا موسوم به حاج حبیب لک می باشد.

خانه مشروطه

خانه مشروطه واقع در محله قدیمی راسته کوچه (خیابان شهید مطهری فعلی) از بناهای تاریخی دوره قاجار است، که تاریخ بنای آن به سال 1245 خورشیدی می‌رسد. این خانه متعلق به حاج میرزا مهدی کوزه‌کنانی معروف به ابوالمله؛ از بازرگانان خوش‌نام شهر تبریز و یکی از حامیان بزرگ نهضت مشروطه خواه بوده است

خانه مشروطه که معروف ‌ترین و پرافتخارترین خانه تاریخی شهر تبریز است در اوج انقلاب مشروطه محل تصمیم ‌گیری ‌های سرنوشت ساز سران مشروطه بوده است خانه مشروطه تبریز در یکی از محله‌ های قدیمی شهر تبریز به نام راسته کوچه روبروی مسجد جامع و در غرب بازار تبریز در خیابان شهید مطهری قرار گرفته ‌است. این بنا به سبک معماری دوره قاجار ساخته شده و ملک شخصی حاج مهدی کوزه ‌کنانی بوده‌ است. این بنا با ۱۳۰۰ متر مربع مساحت، در دو طبقه ساخته شده‌ است. از ویژگی‌های منحصر به فرد خانه مشروطه می‌توان به پنجره‌های ارسی، درب‌های منب‌کاری‌شده، غلام‌گردش، کلاه‌ فرهنگی و نورگیر اشاره کرد.
موزه مشروطه نیز پس از ایجاد تغییراتی در تالارها و اتاق ‌های خانه مشروطه و به نمایش درآوردن اسناد تاریخی مربوط به انقلاب مشروطه در سال ۱۳۷۵ خورشیدی تأسیس شده ‌است. از مهم‌ترین آثار تاریخی این موزه می‌توان به سلاح کمری ستارخان، فرش مشروطه، وسایل شخصی سران مشروطه و دیگر مدارک مرتبط با انقلاب مشروطه اشاره کرد.

بزرگان مشروطه پس از به توپ بسته شدن مجلس شورای ملی توسط محمدعلی شاه، در خانه مشروطه جمع شده و به همفکری می‌ پرداختند. همچنین این مکان محل تشکیل جلسه های انجمن تبریز و مرکز فرماندهی مجاهدان در طی محاصره ۱۱ ماهه تبریز و نیز مرکز تصمیم ‌گیری برای پایین ‌آوردن پرچم‌های تسلیم در برابر شاه قاجار بوده ‌است. از افراد مهمی که در این مکان به فعالیت و همفکری پرداخته ‌اند می‌توان ستارخان،باقرخان، ثقةالاسلام تبریزی، حاجی میرزا آقا فرشی و بنیان‌گذار این مجموعه حاج مهدی کوزه‌کنانی را نام برد. این بنا در حدود تاریخ ۱۲۴۷ هجری خورشیدی (۱۸۶۸ میلادی) توسط حاج ولی معمار تبریزی ساخته شده است.

در خانه مشروطه تبریز موزه تندیس هایی از شخصیت ها و مجاهدین صدر مشروطیت همچون ستارخان، باقرخان، میرزا مهدی کوزه کنانی، حسن خان باغبان، علی مسیو، شهید ثقةالاسلام، جهانگیرخان صور اسرافیل، میرزا ابراهیم آقا صبا، میرزا اسماعیل نوبری و … به نمایش گذاشته شده است و عکس‌هایی از مظفرالدین شاه، محمدعلی شاه و دسته‌ های مخالف مشروطه، دستگاه چاپ ژلاتینی (پلی کپی دستی) جهت تکثیر شب نامه‌های دوره مشروطه، تصویر اسناد تاریخی مربوط به انقلاب مشروطیت و فرمان مشروطیت را نیز می‌توان در همین خانه دید.

حیاط زیبا و شجر و حوضخانه سرسرا مجموعه ای زیبا را فراهم آورده است. نورگیر سرسرا بر روی چهار ستون بلند با سر ستون های گچبری استوار شده، داخل آن با آئینه و شیشه‌های رنگی به طرز جالب توجهی زینت یافته است. در طبقه اول 6 اتاق و سرسرا و در طبقه دوم یک سالن بزرگ (طنبی) به ابعاد 6×9 متر و 6 اتاق در سرسرا وجود دارد.

جالبترین و زیباترین قسمت بنا، سرسرا و اتاق مشرف به حیاط در طبقه دوم می باشد که در آن در و پنجره‌های مشبک با شیشه الوان به کار رفته است. اتاق های جانبی (گوشوار) دارای سقفی چوبی با تزئینات برجسته‌ هشت ضلعی است و درهای چوبی با طرح های برجسته اسلیمی و گل و برگ زینت داده شده است.ساختمان از سنگ و آجر و خشت تشکیل شده است.

این بنا به لحظ اهمیت تاریخی در سال 1354 شمسی به شماره ثبت 1171 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده و در سال 1367 توسط سازمان میراث فرهنگی کشور خریداری شده است. اقدامات مرمتی آن نیز پس از تملک به مرحله اجرا در آمده و سعی شده است به الگوهای معماری، تاریخی توجه کافی شود.
علاقه‌مندان و گردشگران تبریز همه روزه می ‌تواند از موزه مشروطه تبریز بازدید کنند.

اگر در حال بازدید از موزه مشروطه تبریز هستید بازدید از بازار سنتی تبریز را نیز به شما پیشنهاد می کنیم که در نزدیکی خانه مشروطه تبریز است

خانه نیکدل

اگر تا به حال به تبریز سفر نکرده اید، و یا اهل تبریز هستید و دلتان هوای دیدن خانه تاریخی و موزه دارد، کافی است در بافت مرکزی شهر قدم بگذارید و ساعتی را آنجا بگذرانید.

خیابان مقصودیه تبریز  یکی از قدیمی ترین محله های تبریز است که در دل شهر و تاریخی ترین نقطه اش جای دارد.
از طرفی عمارت زیبای ساعت در پیش چشمانتان هست و اگر امتداد ساعت را مستقیم طی کنید  مجسمه ای با اسب و یک مرد که المانی از تبریز قدیم و شغل منسوخ شده آب رسانی در مقابل چشمانتان خود نمایی می کند.
کافی است چند قدمی  بطرف این مجسمه زیبا بروید  تا خانه نیکدل را ببینید.

خانه  نیکدل یکی از زیباترین خانه های تاریخی تبریز است که طاق های قوسی ، پنجره های ارسی و حوض زیبا و درخت های کهن دور حوض شما را مجاب می کند تا دقایقی چشمانتان را به دیدن این زیبایی بسپارید.
این خانه تاریخی که قدمت آن به دوران قاجار بازمی گردد ؛ در سال 1391 توسط شهرداری تبریز خریداری شد تا یکی از 400 خانه تاریخی تبریز حفظ و احیا شود.

خانه تاریخی حریری در تبریز

خانه حریری مربوط به دوره قاجار است و در تبریز، خیابان تربیت، کوچه نور هاشمی، پلاک ۱۳۲ واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ دی ۱۳۷۷ با شمارهٔ ثبت ۲۲۴۲ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است تعداد زیاد نقاشی‌های دیواری، تنوع طرح، نقش و رنگ و موضوعات جالب توجه عصر قاجار و وجود سبک نگارگری دوره قاجار تبریز خانه حریری را در میان خانه‌های تاریخی آذربایجان‌شرقی و حتی کشور دارای جایگاه ویژه کرده است. خانه حریری با قدمتی مربوط به دوران قاجار، به دلیل داشتن اتاق هایی با نقاشی های بی نظیر به عنوان زیباترین خانه تاریخی تبریز شهره شده است.

اخانه تاریخی حریری متشکل از سه خانه تاریخی است که اعیانی آن بیش از یک هزار و ۵۰۰ متر و عرصه آن نیز حدود چهار هزار متر مربع وسعت دارد.ین خانه ی تاریخی با زیربنایی بالغ بر دو هزار و 500 متر و مساحت چهار هزار متر مربع، در تاریخ 27 دی 1377 با شمارهٔ 2242 به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

تاریخچه این بنا به اوایل دوران قاجار برمی گردد که  نمای ساختمان بیرونی جلوه گاه هنر اصیل ایرانی و دارای نقاشی های بسیار زیبا و اصیل است که الهام گرفته از موضوعات اساطیری قدیم از جمله داستان یوسف و زلیخا از قرآن مجید و دیگر تواریخ و داستان هاست و سقفی سراپا نمونه قدرتمند و شگفت انگیزی از مینیاتور ایرانی است.
هنر دیوارنگاری قاجار را شاید بتوان یکی از پررونق ترین و مهمترین هنرهای دوره قاجار به شمار آورد. پس از اتمام عملیات مرمتی این خانه، موزه مطبوعات در این محل راه‌اندازی خواهد شد

پس از وقوع زمین‌لرزهٔ سال ۱۱۹۳ هجری و در آغازین سال‌های دورهٔ قاجار، ساخت‌وساز در شهر تبریز رونق گرفت و مردم برروی خرابه‌های تبریز ویران‌شده، شهری نو با خانه‌هایی زیبا و جالب بنا کردند. امروزه نیز این خانه‌های قدیمی که قدمتشان به‌دورهٔ قاجار می‌رسد، در نقاط مرکزی شهر تبریز به‌چشم می‌خورند. ولی در طی ده‌ها سال، آسیب‌هایی به‌آن‌ها وارد شده‌است که نیازمند ترمیم و بهسازی هستند. خوش‌بختانه در سال‌های اخیر، روند ترمیم خانه‌های تاریخی شهر تبریز ازسرگرفته‌شده‌است. برای نمونه، خانهٔ مشروطه به‌موزهٔ مشروطه، خانهٔ شربت‌اوغلی به‌فرهنگسرای تبریز و خانهٔ قدکی به‌دانشکدهٔ معماری تبدیل شده‌است. درحال حاضر نیز، بسیاری از این خانه‌ها درحال احیا و ترمیم هستند و پس از ترمیم به‌موزه یا سایر مراکز فرهنگی تبدیل خواهند شد

برای افزودن متن مورد نظرتان اینجا کلیک کنید

خانه موزه ادبی استاد شهریار

این موزه که در کوی مقصودیه تبریز واقع شده یادگار گرانقدر ادبی هنری و ملی به شمار میرود. استاد شهریار فرزند آقا سید اسماعیل موسوی معروف به حاج میر آقا خشکنابی در سال ۱۲۸۶ شمسی در محله بازارچه میرزا نصرالله تبریز واقع در چای کنارچشم به جهان گشود . درسال ۱۲۸۹ ه ش که تبریز آبستن حوادث خونین وقایع مشروطیت بود . پدرش او را به قش قورشاق خشکناب منتقل نمود استاد شهریار پس از یک دوره بیماری در ۲۷ شهریور ماه ۱۳۶۷ دار فانی را وداع گفت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد بزرگترین اثر استاد شهریار کلیات ارزشمند دیوان اشعار وی به زبان پارسی و بخشی از آن به زبان آذری است که معروفترین آن حیدر بابا یه سلام است در این موزه علاوه بر آثار و اشعار ایشان به خط خود استاد و قرانی که خودشان با خط زیبای نسخ نگاشته اند و برخی لوازم تحریر و وسایل شخصی و آلبوم های عکس محتوی تصاویر یادگاری این شاعر اندیشمند و فرزانه به معرض نمایش گذاشته شده است.

خانه استاد شهریار، با قدمت دوره پهلوی دوم (1347) در مرکز شهر تبریز قرار دارد. خانه استاد شهریار بعدها به تملک شهرداری شهر تبریز درآمد و به موزه ادبی استاد شهریار تبدیل شد. این خانه در سال 1386 توسط سازمان میراث فرهنگی و گردشگری با شماره 22729 در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسید.

 

خانه ستار خان

خانه ستارخان

در حال حاضر این محل به عنوان دفتر فعالیت کمیسیون حقوق بشراسلامی از سوی سازمان میراث فرهنگی و گردشگردی استان برای استفاده در اختیار این مجموعه قرار  گرفته و نحوه استفاده از این مکان به گونه ای تعریف شده است که مانع از بازدید علاقمندان از خانه ستارخان نشود.

آدرس تبریز ـ بلوار منجم (کوی امیرخیزی ) ـ جنب بیمارستان علوی ـ کوچه ستارخان ـ کاشی ۲۱ ـ  خانه ستارخان (سردارملی)

خانه سردار ملی یاد آور روز های مشروطه است . روزهایی که ستارخان و باقر خان ، تبریز را به مقصد تهران ترک کردند تا روز های بهتری برای ایرن و ایرانی رقم زنند.

1127675196237785576233169124453535145
satar3

کالبد وضع موجود این خانه متعلق به دوران پهلوی و آجر کاری های اجرا شده در نمای شمالی این خانه از ویژگی های خاص معماری آن است البته بنای اصلی ، متعلق به دوره قاجار ، خانه ای با حیاط های اندرونی و بیرونی بوده است لازم به ذکر می باشد بنای یاد شده بیشتر ازاین که ارزش معماری داشته باشد به دلیل تعلق به سردار ملی حائز اهمیت است خاص است.

حکایت مردی که می خواست هفت دولت زیر پرچم ایران باشد

گفت‌وگو با خانواده سردار ملی و نوادگان ستارخان
«من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد».
هر ساله در آستانه سالروز صدور فرمان مشروطه در ۱۴ مرداد، ویژه نامه ها و برنامه های ویژه ای برای نگاهی دوباره به نهضت مشروطه، موفقیت ها و ناکامی ها و درس های عبرت آموز آن منتشر می شود.

گفت‌وگو با خانواده ستارخان : در این مطلب که در ادامه می‌خوانید، عروس و نوادگان ستارخان از دلاوری‌های او می‌گویند…

در یکی از مناطق قدیمی قلب تبریز و کوچه‌ای قدیمی‌تر که هنوز غباری از مشروطه و رنگی از سنت بر چهره دارد، خانواده‌ای پر تب و تاب زندگی می‌کنند که نام «سردار ملی» بر شناسنامه‌شان نقش بسته است.

نوادگان و بازماندگان ستارخان -مبارز آزادی‌خواه مشروطه- در نهایت سادگی و شاید گمنامی در این کوی روزگار سپری می‌کنند؛ گویی تنها چیزی که از سردار برایشان به ودیعه گذاشته شده است، طعم تلخ حادثه باغ اتابک است و بس، تلخکامی که پشت به پشت از برای‌شان به میراث رسیده.

با گشاده‌رویی و به قول خودشان با درویش‌مسلکی پذیرای ما هستند. تکلفی در رفتارشان نیست و سادگی ستارخان در رفتارشان نمودار است.

با قرار قبلی بیشتر اعضای فامیل که در تبریز ساکن هستند، در نشست ما حضور دارند. سخن از ستارخان است، کسی که تهورش در سال‌های مشروطه مانند نداشت.

اتفاقاً میان کلام گریزی هم به سریال سال‌های مشروطه زدند. «سامی سردار ملی» نتیجه ستارخان معتقد است سریال بیش از زندگی و شرح مشروطه‌خواهان واقعی به اشخاص دیگری پرداخته بود که نزدیکی چندانی با مشروطه نداشتند. صحنه‌های مربوط به مشروطیت تبریز را اندک می‌پندارد، البته صحنه مرگ حزن‌انگیز ریحان و توجه کارگردان به دیدار مهم ستارخان با کنسول روس و دست رد به سینه وی را مستثنی می‌داند.

از سرنوشت یدالله‌خان بعد از مرگ پدر می‌پرسیم. سامی و بهرام سردار ملی (نوه‌های ستارخان) مشترک پاسخ می‌دهند: فرزند ستارخان (یدالله) تا یازده سالگی با ستارخان زندگی می‌کرد. هنگامی که ستارخان از دنیا می‌رود، عمویش حاج عظیم قره‌جه داغی تربیت و نگهداریش را بر عهده می‌گیرد و یدالله‌خان با هزینه عمو در سنین جوانی به فرانسه فرستاده می‌شود. دو سال پزشکی می‌خواند ولی با روحیه‌اش سازگار نبود. وارد دانشکده افسری می‌شود و با درجه سروانی به ایران باز می‌گردد ولی در ارتش پیشرفت چندانی نداشت. اتفاقاً زمان خدمت‌اش مصادف می‌شود با ورود ارتش سرخ به ایران و اشغال آذربایجان توسط روس‌ها و بلوای پیشه‌وری.

بهرام می‌گوید پدرش (یدالله خان) زمانی نیز در دادگاه نظامی در سمت دادرس خدمت می‌کرده است ولی به علت تمرد از دستور مقامات بالا و صدور حکم حبس ابد به جای اعدام، در یکی از پرونده‌های سیاسی شدیداً مغضوب واقع می‌شود، تا آن جا خود نیز زندانی و تا آستانه اعدام پیش می‌رود. اما قضیه با وساطت پسر ثقه‌الاسلام فیصله می‌یابد. یدالله‌خان در بهار سال ۱۳۵۷ به دور از خانواده و دو خواهرش یعنی معصومه و سلطان خانم در انگلستان از دنیا می‌رود.

استاد اسفندیار قره‌باغی از اساتید موسیقی و آواز کشور در این هنگام وارد اتاق می‌شود. ایرانیان در سال‌های آغازین دهه ۵۰ با صدای او بیشتر آشنا شدند. وی نخستین کسی بود که بعد از زنده یاد غلامحسین بنان، سرود ‌ای ایران را باز خوانی کرد و در اوایل دهه شصت نیز سرود ضد آمریکایی‌اش طنین‌انداز جامعه شد. بار دیگر از وی نظرش را در مورد آن سرود می‌پرسیم.

هر چند شاید اسراری درونی انگیزه سرایش آن ترانه بوده است، ولی هنوز نیز با تعصب بسیار از کارش دفاع می‌کند. صدای حماسی او حتی هنگام صحبت نیز می‌تواند حس رزمی غریبی را در انسان زنده کند. فردی به شدت ایران‌دوست و حساس به مسائل فرهنگی کشور به ویژه موسیقی اصیل ایرانی است، او فرزند سالار قلی‌خان، از شخصیت‌های فکاهی‌پرداز آذربایجان است. نگار عزرایی می‌گوید: «نبات خانم» مادر بزرگ قفقازی استاد قره‌باغی در حالی که بعد از قتل شوهرش به ایران آمده بود، با ستارخان ازدواج کرد و اموال و دارایی و جواهرات خود را در اختیار ستارخان و قشون وی قرار می‌دهد. وی به ستارخان پیشنهاد می‌کند با وی ازدواج کند تا در عوض او نیز آزادی‌خواهان را یاری کند. از قضا ستارخان نیز در سنین نوجوانی رفت و آمدهایی به قفقاز داشت. از همین جاست که دوستی برادرش اسماعیل با یک فرد قفقازی، زندگی سیاسی ستارخان را نیز رقم می‌زند.

نگار عزرایی در پاسخ به پرسش ما در ارتباط با جوانی ستارخان می‌گوید: اسماعیل به یکی از فراریان قفقازی بنام «نبی» که با دولت تزار برخورد داشت، پناه داد. با یورش مأموران حکومت به منزل وی و یافتن «نبی» در خانه اسماعیل، هر دو به قتل می‌رسند و این حادثه ضربه سنگینی به خانواده وارد می‌کند. پدر ستارخان (حاج حسن) از او می‌خواهد انتقام خون بردارش را از حکومت قاجار و شخص محمدعلی شاه بستاند. همین موضوع انگیزه‌ای می‌شود برای مهاجرت ستارخان به تبریز و اسکان در محله امیرخیز. ستارخان در این سال‌ها تنها ۱۷ سال داشت.

سامی سردار ملی، اطلاعات ارزشمندی در مورد رابطه ستارخان با قفقازی‌ها به ویژه رویکرد وی نسبت به شرکت نیروهای سوسیال دموکرات قفقازی در انقلاب مشروطه دارد: «چنان که می‌دانیم ستارخان در نوجوانی مدتی در ساختمان راه‌آهن قفقاز و معادن نفت باکو کار کرده بود. مسلماً طرز فکر و مبارزات سوسیال دموکرات‌های قفقازی بر ستار جوان بی‌تأثیر نبوده است. در سال‌های مشروطه کمیته‌های کمک به انقلاب، از سوی سوسیال دموکرات‌های قفقاز تشکیل شده بود و سرپرست کمیته نریمان نریمان‌اف بود که بعداً رئیس‌جمهور آذربایجان شد. آنها برای مشروطه‌خواهان ایران اسلحه و مواد منفجره و حتی ادبیات انقلابی و حماسی تهیه می‌کردند. با این که برخی از افراد مؤثر در انقلاب مانند ثقه‌الاسلام و حاج مهدی کوزه کنانی با افکار سوسیال دموکرات‌های قفقازی مخالف بودند اما ستارخان قائل به استفاده از همه نیرو‌ها و پتانسیل‌ها بود».

ستارخان در اسب‌سواری و پرورش اسب و همین‌طور تیراندازی مهارت چشم‌گیری داشت. مرام و منش لوطیانه ستارخان باعث می‌شود تا اندک‌اندک دوره‌ای از جوانان و مردم گرد او اجتماع کنند. ستارخان به همراه عده‌ای از سوارانش به محموله‌های نمایندگان دولت استعماری روسیه تزاری در ایران حمله می‌برد و طلا و جواهرات محموله را به نفع ملت مصادره و تمام آن را در میان فقرای محله امیر‌خیز تقسیم می‌کند.

بهرام می‌گوید: «هوای ملت را داشت. در ماه‌های قحطی تبریز زمانی که گرسنگی و قحطی شدید در تبریز شایع بود، به سیلوهای مملو از گندم حمله کرد. سیلوهای شهر پر از گندم بود ولی حکومت اجازه استفاده را نمی‌داد. سردار گندم‌ها را بین مردم تقسیم کرد. دغدغه ملت را داشت. با خوانین مخالف بود و ستمی که به مردم می‌کردند. تعدی‌هایی که به نوامیس مردم داشتند را نمی‌توانست بپذیرد.»

سامی در مورد رابطه ستارخان و توده می‌گوید: «ستارخان خود را از توده می‌دانست و روابطش با مجاهدان بسیار صمیمی بود. به‌طور کلی آدم خودخواه و مستبدی نبود. در اوج قدرت و محبوبیتش، منزل او پر از خدمتکار و خدمه نبود. حتی با اسب رفت و آمد می‌کرد و سوار درشکه نمی‌شد».

عروس ستارخان دل پری از داستان آرامگاه وی دارد. می‌گوید آرامگاه او در باغ طوطی است. سی سال پیش سنگ قبرش تخریب شد، دوره‌ای بود که اصلاً سنگ قبر نداشت. کسی نمی‌توانست بداند که محل آرامگاه کجاست، چون هیچ نشانی باقی نمانده بود اما چند سال بعد مجدداً سنگ قبر دیگری قرار دادند. وی می‌گوید خانواده‌اش شدیداً علاقه دارند آرامگاه به تبریز منتقل شود یا در غیر این صورت، سقف یا بنایی بر بالای آن ایجاد شود ولی تاکنون موافقت مسؤولان در این مورد جلب نشده است.

داستان آشنایی ستارخان با باقرخان نیز از زبان بانو عزرایی شنیدنی است؛ می‌گوید: «باقرخان به قصد جنگ با ستارخان به محله‌های زیر فرمانش حمله می‌کند. ستارخان از پشت بام مسجد سپهسالار تبریز او و سوارانش را تحت نظر داشت. عاقبت باقرخان شکست می‌خورد و در آستانه مرگ از ستارخان می‌خواهد به جای کشتنش از وی در دستگاهش استفاده کند. چون باقرخان سواد خواندن و نوشتن داشت و میان او ستارخان اعتماد و الفتی ایجاد شده بود، سال‌های زیادی در کنار هم مبارزه می‌کنند. ولی غرور باقرخان نیز بعضاً باعث اختلاف و کدورت می‌شد.»

سامی سردار ملی در این ارتباط رویکرد متفاوتی دارد. از دید وی امروزه نیازی نیست به اختلافات کهنه که ذاتاً تأثیری نیز در روند انقلاب نداشته است، پرداخته شود: «ستارخان و باقرخان هم‌رزم و دوست بودند و هدف مشترکی داشتند که مبارزه با استعمار و تلاش در راه مشروطه‌خواهی بود. آنان با این که اختلاف تاکتیکی مختصری با هم داشتند یعنی ستارخان شیخی و باقرخان متشرع بود. در مورد هدف و آرمان‌شان اختلاف نظری نداشتند. به نظر من این که بگوییم یکی فلان اخلاق بد را داشت و دیگری چنین نبود، درست نیست. بیاییم در مورد اهداف مشترک گفت‌وگو کنیم».

خانواده ستارخان در مورد دیدگاه‌های مذهبی و اعتقادی ستارخان همه متحدالقول‌اند که وی از باورهای مستحکم دینی برخوردار بود و با رهبران دینی ارتباط مستمر و نزدیکی برقرار کرده بود. او مقلد ثقه‌الاسلام بود و نسبت به این روحانی بزگوار ارادت داشت. از طرف دیگر با روشنفکران و اهل نظر نیز همراهی داشت.«سامی» می‌گوید: «هر چند که ستارخان تحصیلکرده و سیاست‌مدار نبود ولی با شناخت کاملی که از جامعه ایرانی داشت، در رویارویی با مشکلات، تصمیماتی می‌گرفت که تحصیلکرده و روشنفکران زمانش را به تحسین وا می‌داشت. این ویژگی سبب شده بود تا سیاستمداران و روشنفکران زیادی از وی طرفداری کنند، البته آن‌ها به منافع خود نیز می‌اندیشیدند و این دغدغه هواداری آن‌ها را محدود می‌کرد».

ساعت‌ها به تندی می‌گذرد اما نمی‌توان از خانه‌ای که غبار مقدس ستارخان بر تن اهالی‌اش نشسته است، به آسانی دل کند. عکس ستارخان با کنسول روس در خانه قدیمی ستارخان که امروز به مدد مسؤولان میراث فرهنگی رو به ویرانی است، حرف‌های زیادی برای گفتن دارد. یک بار دیگر از عکس می‌پرسیم و داستان آن. سامی در مورد حساسیت «پدر» نسبت به وحدت و استقلال ملی کشور می‌گوید: «روس‌ها در آن زمان سیاست جدایی آذربایجان جهت تسلط به منابع آن را در سر داشتند و توسط دست‌نشانده‌های خود مانند صمدخان می‌خواستند آن را عملی کنند ولی ستارخان کاملاً مخالف چنین دسیسه‌هایی بود و به وحدت ملی ایران باور داشت؛ چنان که در مقابل پیشنهاد بی‌شرمانه فرستاده سفیر روس در مورد نصب پرچم روسیه بر سر در خانه‌اش آن جواب دندان‌شکن را به او داد که «من می‌خواهم هفت دولت زیر پرچم ایران باشد، شما به من می‌گویید بروم زیر بیرق روس؟ امکان ندارد».

این جمله کوتاه ولی معنادار، در دل خود هزاران معنی دارد و حاکی از درایت و هوشیاری این مرد بزرگ. پنداری سخنی است که همین امروز گفته باشی. آخر این «پدر» اهل وطن بود و آب و خاک برایش حرمتی داشت. وقتی که نام وطن به میان می‌آمد، غیرتش گل می‌انداخت. او مانند بسیاری از روشنفکران روزنامه نمی‌خواند ولی می‌دانست که نباید به قنسول مو قرمز سلام کند. او مخلص همه قلندران عالم و مردترین مردان زمان بود. وقتی نام ایران می‌آمد، صلواتی می‌فرستاد که تا چهار کوچه آن طرف‌تر، کمانه می‌کرد. از قضا چهار کوچه آن طرف‌تر خانه سفیر انگلیس بود. او در پستوخانه دل می‌نشست و با مولا علی خلوتی عاشقانه می‌کرد اما او، او که اهل وطن بود، می‌دانست که هر جا وطن است، قبله نیز همان جاست.

ولی این را هم می‌دانیم که کم نبودند از تبار چنین مردها و از این پدر‌ها در تاریخ ما که هم اهل درد وطن بودند. ستارخان را گلوله هم‌رزمش نکشت، شاید ستارخان حتی از درد و زخم پای‌ تیرخورده‌اش نیز جان نداد. ملت و ویرانی کشور بود که قلب او را می‌فشرد. دغدغه آبادانی و اصلاح امور مملکت، گرسنگی، بیماری، استبداد، اندیشه دسیسه‌های روس و انگلیس و اخبار اعدام‌ها و تجاوز‌ها و کشتار‌ها بود که جان او را گرفت. بسیاری از هم‌رزمان و یارانش هم چون زنده‌یاد ثقه‌الاسلام و علی ختایی، بعدها ناجوانمردانه به دست ناپاک روس‌ها جان باختند ولی این بار پای این جوانمرد تبریز بسته بود، گر نه محال بود بگذارد که خون مردان و رادان شهرش بر زمین بماند

ستارخان , سردار ملی

ستار خان از سرداران جنبش مشروطه خواهی ایران، و ملقب به سردار ملی است. در مقاومت تبریز وی جانفشانی‌های بسیاری کرد.

مقدمه

ستار قره‌داغی سومین پسر حاج حسن قره داغی در سال ۱۲۸۵ ق ( ۱۸۶۸ میلادی) به دنیا آمد. او از اهالی قره‌داغ آذربایجان بود که در مقابل قشون عظیم محمد علی شاه پس از به توپ بستن مجلس شورای ملی و تعطیلی آن که برای طرد و دستگیر کردن مشروطه خواهان تبریز به آذربایجان گسیل شده بود ایستادگی کرد و بنای مقاومت گذارد. وی مردم را بر ضد اردوی دولتی فرا خواند و خود رهبری آن را بر عهده گرفت و به همراه سایر مجاهدین و باقرخان سالار ملی مدت یک سال در برابر قوای دولتی ایستادگی کرد و نگذاشت شهر تبریز به دست طرفداران محمد علی شاه بیفتد. اختلاف او با شاهان قاجار و اعتراض به ظلم و ستم آنان، به زمان کودکی اش بر می‌گشت. او و دو برادر بزرگ‌ترش اسماعیل و غفار از کودکی علاقه وافری به تیراندازی و اسب سواری داشتند، اما اسماعیل فرزند ارشد خانواده در این امر پیشی گرفته بود و شب و روزش به اسب تازی، تیراندازی و نشست و برخاست با خوانین و بزرگان سپری می‌شد، سرانجام او در پی اعتراض به حاکم وقت دستگیر و محکوم به اعدام شد. این امر کینه‌ای در دل ستار ایجاد کرد و نسبت به ظلم درباریان و حکام قاجاری خشمگین شد.

جوانی

ستار در جوانی به جرگه لوطیان (جوانمردان، یا اهل فتوت) محله امیرخیز تبریز درآمد و در همین باب در حالی که به دفاع از حقوق طبقات زحمتکش بر می‌خاست با مأمورین محمدعلی شاه درافتاد و به ناچار از شهر گریخت . سپس با میانجیگری پاره‌ای از بزرگان به شهر آمد و چون در جوانی به درستی و امانتداری در تبریز شهرت داشت به همین دلیل مالکان حفاظت از املاک خود را به او می‌سپردند. او هیچ گاه درس نخواند و سواد خواندن و نوشتن نداشت، اما هوش آمیخته به شجاعتش و مهارت در فنون جنگی و اعتقادات مذهبی و وطن دوستی اش، او را در صف فرهیختگان عصر قرار می‌داد.

مقاومت

او در مدت یازده ماه از ۲۰ جمادی الاول ۱۳۲۶ ق تا هشتم ربیع الثانی ۱۳۲۷ ق رهبری ِ مجاهدین تبریز و ارامنه و قفقازی‌ها را بر عهده داشت و مقاومت شدید و طاقت فرسای اهالی تبریز در مقابل سی و پنج الی چهل هزار نفر قشون دولتی، با راهنمایی و رهبریت او انجام گرفت، به طوری که شهرت او به خارج از مرزهای کشور رسید و در غالب جراید اروپایی و امریکایی هر روز نام او با خط درشت ذکر می‌شد و درباره مقاومت‌های سرسختانه وی مطالبی انتشار می‌یافت.

در اواخر کارِ محاصره تبریز قوای روسیه با موافقت دولت انگلیس به سوی تبریز آمد و راه جلفا را باز کرد. قوای دولتی با دیدن قوای روس به تهران بازگشت و محاصره تبریز پایان گرفت، اما ستارخان حاضر به اطاعت از دولت روس نشد و در اواخر جمادی الثانی ۱۳۲۷ ق (اواخر ماه مه ۱۹۰۹ م) به ناچار با همراهانش به کنسول خانه عثمانی در تبریز پناهنده شد. در منابع ذکر شده‌است که ستارخان به کنسول روس (پاختیانوف) که می‌خواست بیرقی از کنسول خانه خود به سر در خانه ستارخان زند و او را در زینهار دولت روس قرار دهد گفت: «ژنرال کنسول، من می‌خواهم که هفت دولت به زیر بیرق دولت ایران بیایند. من زیر بیرق بیگانه نمی‌روم.»

پس از عقب نشینی قوای روس مردم شهر به رهبری ستارخان در برابر حاکم مستبد تبریز رحیم خان قد علم کردند و او را از شهر بیرون راندند، اما اندکی بعد ستارخان در زیر فشار دولت روس، دعوت تلگرافی ِ آخوند ملامحمدکاظم خراسانی و جمعی از ملیون را پذیرفت و با لقب سردار ملی به سوی تهران حرکت کرد. در این سفر باقرخان سالار ملی نیز همراه او بود.

هدف دولت مشروطه از این اقدام که به بهانه تجلیل از ستارخان و باقرخان صورت گرفته بود در واقع کنترل آذربایجان و خلع سلاح مجاهدین تبریز بود. روز شنبه ۷ ربیع الاول سال ۱۳۲۸ ق در شب عید نوروز، جمعیت زیادی از مردم و رجال شهر از جمله یپرم خان ارمنی برای وداع با ستارخان و باقرخان جمع شدند و آنان درمیان هلهله جمعیت از منزل خود بیرون آمدند و به سوی تهران حرکت کردند. در بین راه نیز در شهرهای میانه، زنجان، قزوین و کرج استقبال باشکوهی از این دو مجاهد راستین آزادی به عمل آمد و هنگام ورود به تهران نیمی از شهر برای استقبال به مهرآباد شتافتند و در طول مسیر چادرهای پذیرایی آراسته با انواع تزیینات، و طاق نصرت‌های زیبا و قالی‌های گران قیمت و چلچراغ‌های رنگارنگ گستردند. در سرتاسر خیابان‌های ورودی شهر، تابلوهای زنده باد ستارخان و زنده باد باقرخان مشاهده می‌شد. تهران آن روز سرتاسر جشن و سرور بود. ستارخان پس از صرف ناهار مفصلی که در چادر آذربایجانی‌های مقیم تهران تدارک دیده شده بود به سوی محلی که برای اقامتش در منزل صاحب اختیار (محلی در خیابان سعدی کنونی) در نظر گرفته بودند رفت. او مدت یک ماه مهمان دولت بود، اما به دلیل وجود سربازان و کمی جا دولت، محل باغ اتابک (محل فعلی سفارت روسیه) را به اسکان ستارخان و یارانش و محل عشرت آباد را به باقرخان و یارانش اختصاص داد. پس از چند روزی که نیروهای هر دو طرف در محل‌های تعیین شده اسکان یافتند مجلس طرحی را تصویب نمود که به موجب آن تمامی مجاهدین و مبارزین غیرنظامی از جمله افراد ستارخان و خود او می‌بایست سلاح‌های خود را تحویل دهند. این تصمیم به دلیل بروز حوادث ناگوار و ترور مرحوم سید عبدالله بهبهانی و میرزاعلی محمدخان تربیت از سران مشروطه گرفته شده بود.، اما یاران ستارخان از پذیرفتن این امر خودداری کردند. به تدریج مجاهدین دیگری که با این طرح مخالف بودند به ستارخان و یارانش پیوستند و این امر موجب هراس دولت مرکزی شد. سردار اسعد به ستارخان پیغام داد که «به سوگندی که در مجلس خوردید وفادار باشید و از عواقب وخیم عدم خلع سلاح عمومی بپرهیزید.»، اما باز یاران ستارخان راضی به تحویل سلاح نشدند.

مرگ

بعدازظهر اول شعبان ۱۳۲۸ ق قوای دولتی، که جمعا سه هزار نفر می‌شدند به فرماندهی یپرم خان، یار قدیمی ستارخان در تبریز و رئیس نظمیه وقت باغ اتابک را محاصره کردند و پس از چندبار پیغام، هجوم نظامیان به باغ صورت گرفت و جنگ بین قوای دولتی و مجاهدین آغاز گشت. در این جنگ قوای دولتی از چند عراده توپ و پانصد مسلسل شصت تیر استفاده کردند و به فاصله ۴ ساعت ۳۰۰ نفر از افراد حاضر در باغ کشته شدند. ستارخان راه پشت بام را در پیش گرفت، اما در مسیر پله‌ها در یکی از راهروهای عمارت تیری به پایش اصابت کرد و مجروح شد و قادر به حرکت نبود. اندکی بعد قوای دولتی او را دستگیر کردند و به منزل صحصام السلطنه بردند و خود و اتباعش ناچار به خلع سلاح شدند ( ۳۰ رجب ۱۳۲۸ ق).

بعد از این وقایع، ستارخان خانه نشین شد و پزشکان حاذق برای مداوای پای او تمام تلاش خود را کردند، اما معالجات به جایی نرسید و در تاریخ ۲۸ ذی الحجه ۱۳۳۲ هـ. ق ( ۲۵ آبان ۱۲۹۳ ش / ۱۶ نوامبر ۱۹۱۴ م) در تهران دار فانی را وداع گفت و در باغ طوطی در جوار بقعه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری درحالی که هزاران هزار تهرانی با چشمانی گریان جنازه او را تشییع می‌کردند به خاک سپرده شد. او هنگام فوت حدود ۵۳ سال داشت.

موزه سنجش

بی تردید بدون وجود ابزار آلات دقیق سنجش و اندازه گیری خلق آثار ماندگار معماری همچون تخت جمشید ، چغازنبیل،و ارگ بم در ایران و بسیاری از شاهکار های تاریخی ناممکن بود بنابراین جمع آوری اینگونه ابزار و ادوات در یک مجموعه تحت نام موزه سنجش می تواند روشنگر نحوه ایجاد و تکامل ساخت این ابزار الات و ادوات مقیاس زمان مانند انواع ساعتهای قدیمی و هنری ساخت کشور های مختلف انواع ابزار الات مقیاس وزن از قبیل ترازو های ظریف  تا  قپان های بزرگ میادین بار و همچنین وسایل اندازه گیری طول و سایر مقیا س های دیگر به نمایش گذاشته شده است . موزه سنجش در فضای دل انگیز خانه قدیمی سلماسی بنا شده است . این خانه متعلق به اوایل حکومت قاجاریه است و توسط خانواده سلماسی از خانواده های قدیمی تبریز بنیان شده است.

آدرس این موزه پشت عمارت شهرداری ( میدان ساعت) میباشد.

سایت تبریزتوریست همراه شما در سفر به آذربایجان شرقی :

شماره تلفن راهنمای گردشگری تبریز

۰۹۱۴۵۸۰۹۵۷۵

برای افزودن متن مورد نظرتان اینجا کلیک کنید

خانه های قدیمی تبریز

وجود 400 خانه تاریخی و قدیمی در شهر تبریز، به نوعی این شهر را به عنوان پایتخت و ویترین خانه‌های تاریخی در ایران تبدیل کرده است.

جذابیت خانه‌های تاریخی اسم و رسم‌دار برای مردم، علاوه بر ذوق تماشای معماری زیبای بنا، به اعتبار نام افرادی است که روزگاری دراز ساکنشان بوده‌اند. بیننده در این خانه‌ها خیلی بیشتر از آنکه زیبایی‌های بصری نظرش را جلب کند، کنجکاو است بداند شاعر، نقاش، پزشک، سیاستمدار یا هر شخصیت محبوب و معروف دیگری که سال‌ها با آثار و شهرتش مأنوس بوده‌ در چه خانه‌ای زندگی می‌کرده؟ کدام کوچه و حیاط و اتاق‌هایی بوده که «او»ی دوست داشتنی و ماندگارش را در خود بزرگ کرده است؟

بسیاری از گردشگران خارجی و داخلی به منظور آشنایی بیشتر با این مکان‌ها و به خصوص با سبک زندگی و فرهنگ محلی این مناطق ترجیح می‌دهند، در خانه‌های تاریخی اقامت گزینند، ولی متاسفانه هنوز برنامه خاصی برای اقامت این گردشگران در این خانه‌ها در سطح کشور و به ویژه شهر تبریز تدوین و پیش‌بینی نشده، در حالی که اکثر گردشگرانی که به کشورمان و در راس آنها به آذربایجان و شهر اولین‌ها سفر می‌کنند، این برنامه را حلقه مفقوده صنعت گردشگری ایران می‌دانند.

این خانه ها از کیلومترها دور نظر هر بیننده را به خود جلب می‌کند، مسافرین علاقه مند هستند در کنار این خانه‌ها با حیاط اندرونی و بیرونی، شیشه‌های رنگی، سقف‌های گچ‌بری، حوض‌خانه و سرداب آن؛ عکس یادگاری بگیرند.

با این وجود، انتخاب تبریز به عنوان پایتخت گردشگری کشورهای اسلامی در سال 2018، فرصت مناسبی است برای معرفی این آثار؛ تا اینکه از تمام ظرفیت‌های شهر اولین‌ها، به بهترین شکل ممکن برای جذب گردشگر داخلی و خارجی  استفاده کرد.
اکثر خانه‌های تاریخی و قدیمی از دو قسمت حیاط  اندرونی و بیرونی از بخش‌های چون در ورودی، هشتی، دالان، ایوان‌ها، سکو، سردر ورودی، حیاط و اتاق‌های اطراف آن، حوض، آشپزخانه، سرویس‌ها، برای ساخت خانه، گودال باغچه، بام، سرابستان، زمستان‌نشین، تابستان‌نشین، بهار خواب، اتاق کرسی، پایاب، شوادان، شبستان، آب سرا، اتاق بادگیر و … تشکیل شده است.

از جمله مهم‌ترین ویژگی‌های این خانه‌های تاریخی و قدیمی، وسعت و مساحت زیاد این خانه‌ها، که با توجه به سبک زندگی، فرهنگ و آیین بومی و محلی، و به ویژه اقلیم و آب و هوای آن مناطق ساخته شده‌اند.

خانه‌های تاریخی آذربایجان آیینه‌هایی هستند که باید پاک ‌شوند !

خانه های تاریخی و قدیمی شناسنامه فرهنگی و هویت تاریخی ما هستند .